چون چاولى به اين روز افتاد ، هيچ راهى پيش پاى خود جز آستان سلطان محمد نديد . و اين اميد را امير حسين در دل او پديد آورده بود . پس آهنگ سلطان نمود و در نزديكى اصفهان به او رسيد و بر امير حسين فرود آمد . او به نزد سلطانش برد . سلطان او را اكرام كرد .
سلطان ، ملك بكتابش بن تكش را از او خواست . او را تسليم نمود و سلطان بر او بند برنهاد .
كشته شدن مودود بن انوشتكين صاحب موصل در جنگ با فرنگان و امارت برسقى به جاى او
سلطان محمد در سال 505 مودود صاحب موصل را فرمان داد كه به جنگ فرنگان رود و او را به سقمان قطبى صاحب ديار بكر و ارمينيه و ايلبكى [ 1 ] و زنگى پسران برسق ، امراى همدان و بلاد مجاور آن و امير احمديل [ 2 ] امير مراغه و ابو الهيجا صاحب اربل و امير ايلغازى صاحب ماردين يارى داد . اينان همه گرد آمدند [ جز ايلغازى ] كه پسر خود اياز را به جاى خود فرستاد . اين سپاه به سوى سنجار در حركت آمد و چند دژ از دژهاى فرنگان را گشودند و شهر رها را محاصره نمودند . شهر رها نيك پايدارى كرد . مسلمانان محاصره رها را ترك كرده برفتند . فرنگان چندى در ساحل فرات درنگ كردند سپس به تاراج حوالى حلب پرداختند مسلمانان تل باشر را محاصره كردند و چون به گشودن آن موفق نشدند رهسپار حلب شدند .
امير رضوان دروازههاى شهر را بر روى ايشان ببست و خود چهره ننمود . سقمان قطبى در بالس [ 3 ] بمرد . يارانش تابوتش را به بلادش بردند . در راه ايلغازى پسر ارتق راه بر آنان بگرفت تا غنايمى را كه به چنگ آورده بودند بستاند ولى ياران سقمان ايلغازى را فرارى دادند .
چندى بعد همهء اين سپاه پراكنده شد . زيرا امير بن برسق بيمار شد و احمديل صاحب مراغه به ديار خود باز گرديد تا از سلطان بخواهد اقطاعات سقمان را به او دهد . از سويى نيز اتابك طغتكين [ 4 ] صاحب دمشق دست دوستى به مودود داد و با او در كنار نهر عاصى فرود آمد .
چون فرنگان از تفرق سپاه مسلمانان خبر يافتند بر افاميه [ 5 ] لشكر بردند . سلطان بن منقذ از اين واقعه آگاه شد . نزد طغتكين و مودود رفت و كار فرنگان در نظرشان خرد جلوه داد و آنان را به جهاد برانگيخت . اينان در شيزر فرود آمدند و فرنگان در برابرشان قرار گرفتند .
ولى چون نيروى مسلمانان را مشاهده كردند به افاميه باز گرديدند . آنگاه مودود در سال 506 لشكر به رها و سروج آورد و در آن نواحى دست به تاراج و كشتار زد ژوسلين صاحب تل باشر آنان را از آنجا براند و بسيارى از چارپايانشان به دست فرنگان افتاد .
مسلمانان در سال 507 آمادهء جهاد شدند . اين جهاد به نداى طغتكين صاحب دمشق
هامش
[ ( 1 ) ] متن : اياكى .
[ ( 2 ) ] متن : احمدبك .
[ ( 3 ) ] متن : دلاس .
[ ( 4 ) ] متن : قطلغتكتين .
[ ( 5 ) ] متن : ماميا .