واژگان
يزجى : به نرمى مىراند .
ركاما : متراكم ، انبوه ، برخى بالاى برخى ديگر .
يؤلف : گردمىآورد .
الودق : باران .
من خلاله : از ميان آن .
السّنا : با الف مقصوره ، يعنى نور و با الف ممدوه [ سناء ] يعنى بلندمرتبگى .
يقلب الليل و النهار : در آن دو تصرّف مىكند .
اعراب
« مِنْ جِبالٍ »
بدل اشتمال از « السماء » است با اعادهء حرف جر . طبرسى مىگويد :
« فيها » متعلق به محذوف و صفت براى « جبال » است . و همچنين است
« مِنْ بَرَدٍ » ؛
يعنى صفتى پس از صفت است .
« مَنْ يَمْشِي عَلى بَطْنِهِ » .
« مَنْ يَمْشِي عَلى أَرْبَعٍ » .
« من » در اينجا در غيرعاقل بهكار رفته است .
تفسير
أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُزْجِي سَحاباً ثُمَّ يُؤَلِّفُ بَيْنَهُ ثُمَّ يَجْعَلُهُ رُكاماً فَتَرَى الْوَدْقَ يَخْرُجُ مِنْ خِلالِهِ وَ يُنَزِّلُ مِنَ السَّماءِ مِنْ جِبالٍ فِيها مِنْ بَرَدٍ .
خداى سبحان بادها را مىفرستد و اين بادها ابرهايى را برمىانگيزد و از سرزمينى به سرزمين ديگر مىراند . آنگاه اين ابرها بر روى يكديگر بسان كوهى انباشته مىشوند . در اين ابرها هم آب جارى است و هم آب منجمد بهصورت قطعههاى يخ كه آن را برد [ - تگرگ ] مىنامند و از همين ابرها بيرون مىآيند .