زيبايى شگرف و بهتزدهى نقش و نگار شگفت و در عين حال استوارى و ايستادگى و سربلندى جاودانهاش بود .
شگفتا حافظ و شكوه انديشه و هنر زبانآورى او ، و شگفتا من و زبان گنگ و الكنى كه در اولين گام از نفس مىافتد و از راه بازمىماند و نمىداند كه از حافظ و دنياى پررمزوراز او چه بايد گفت و چه بايد نوشت ؟
پس ناگزير به همين اندك اشارهاى كه به حافظ رفت ، بسنده مىكنم .
و امّا بعد :
سعى شده است نسخهاى كه اكنون از ديوان حافظ در دست داريد ، به مدد دانش و تجربه و قلم موجز و حقيقتپژوه آقاى دكتر حسين على يوسفى ، و تلاش مستمر مجموعهى نشر روزگار نسخهاى كاملتر ، پاكيزهتر و مفيدتر از ساير نسخههاى موجود براى خوانندگان و دوستداران حافظ باشد . اميد كه چنين باد .
و من اللّه التوفيق محمّد عزيزى 16 / 1 / 1381 تهران
ديوان حافظ ( روزگار ) ( فارسى ) — صفحة 34
مساهمون: شمس الدين حافظ
ص٣٤