Skip to main content

سفينه حافظ ( فارسى ) — Page 200

Contributors:

P.200
ساقى بيا كه شاهد رعناى صوفيان * ديگر بجلوه آمد و آغاز ناز كرد اين مطرب از كجاست كه ساز عراق ساخت * و آهنگ بازگشت به راه حجاز كرد اى دل بيا كه ما به پناه خدا رويم * از آنچه آستين كوته و دست دراز كرد صنعت مكن « 1 » كه هر كه محبت نه راست باخت * عشقش به روى دل در محنت فراز كرد اى كبك خوش خرام كه خوش مىروى بناز * غرّه مشو كه گربه عابد نماز كرد « 2 »
Footnote
( 1 ) تزوير و ريا مكن ( 2 ) قضيه كبك و گربه عابد عينا شبيه داستان موش و گربه است كه عبيد زاكانى معاصر حافظ بنظم گفته است .