از غير خود نميباشد .
و مخالفين توحيد افعالى طوائف بسيارى هستند كه ببعض از آنها در مبحث قدرت اشاره شد و من جمله از آنها مفوّضهاند و اينها نيز چند دستهاند .
دسته اول - يهودند كه قائلند عالم در ايجاد محتاج بصانع است ولى در بقا به او احتياجى ندارد و ميگويند : خداوند از روز يكشنبه تا روز جمعه دستگاه آفرينش را خلق فرمود و روز شنبه را استراحت نمود « 1 » و اين دستگاه همينطور به كار خود ادامه ميدهد ، موجودات حيات مىيابند و روزى ميطلبند و توليد و تناسل مينمايند و بالاخره ميميرند و خداوند در آنها تأثيرى ندارد ، نظير كارخانهء كه صانعى آن را بسازد و به كار بيندازد . آن كارخانه در كار خود ديگر بصانع احتياجى ندارد و خودش به كار خود مشغول است و خداوند در قرآن مجيد در ردّ اين طايفه ميفرمايد
وَ قالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ يُنْفِقُ كَيْفَ يَشاءُ
« 2 » ( گفتند يهود دست خدا بسته است « يعنى فيض او قطع شده » دستهاى آنها بسته باد و لعنت و حرمان از رحمت براى آنها باد بواسطه گفتارشان بلكه دستهاى خدا باز است « يعنى فيض او مستدام است و لا ينقطع افاضه فيض مينمايد » انفاق و افاضه مىكند هر طورى كه بخواهد « يعنى فيض او از روى حكمت و اراده و مشيت است » . )
و در آيهء ديگر ميفرمايد :
كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ
« 3 » ( هر روز او در شأن و كارى است ) .
و نيز بحس و وجدان مشاهده مىشود كه چه بسا كارهائى را كه آدمى تمام هم و كوشش خود را بر انجام آن مصروف ميدارد و موفق بانجام آن نميشود
هامش
( 1 ) به همين جهت روز شنبه را تعطيل ميكنند .
( 2 ) سوره مائده آيه 69
( 3 ) سوره الرحمن آيه 30