ه - لامسه ( حس پسودن ) كه در پوست بدن است و بوسيلهء آن سردى و گرمى و زبرى و نرمى و غيره احساس ميگردد .
و يا بوسيله قواى باطنى است و آنها نيز پنج است :
الف - حس مشترك كه مدرك محسوسات حواس ظاهره است
ب - قوه خيال كه حافظ صور و خزانه حس مشترك است .
ج - قوه واهمه كه مدرك معانى جزئى است .
د - قوه حافظه كه حافظ معانى جزئى است .
ه - قوه متصرّفه كه جمع و تفريق و تركيب و تأليف بين صور و معانى نموده و نتيجه مثبت يا منفى اخذ مىكند و اين قوه اگر تحت فرمان عقل قرار گيرد متفكّره و اگر تحت فرمان واهمه واقع شود متخيّله نامند .
دوم - تحريك ارادى است كه بوسيلهء قوه غضبى و شهوى صورت گيرد كه اولى دفع مضار و دومى جلب منافع مىكند .
قسمت سوم - روح انسانى است كه مميز وى از ساير حيوانات است و داراى قوّه عقل است و از آن بنفس ناطقه و قلب نيز تعبير مىشود كه مدرك كليّات و مدبّر و متصرّف در بدن انسانى است « 1 »
و شرح و تفصيل خصوصيات و كيفيات اين قوا و آثار علم و قدرت و حكمت و صنعتى كه در يك يك آنها مشهود است از طور اين مختصر خارج است و اين اشاره براى آن بود كه دلالت وجود انسان بر علم و حكمت صانع خود تا حدى روشن و واضح گردد .
( فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ
« 2 »
هامش
( 1 ) پوشيده نباشد كه قوه عقل اختصاص بافراد انسان ندارد و ملائكه و طائفه جن نيز از آن بهرهمند هستند بلكه بطورى كه از آيات و اخبار بسيار و حس و وجدان استفاده مىشود ساير حيوانات هم تا اندازهء از آن بىبهره نيستند و لذا معرفت بپروردگار و انبياء و ائمه دارند و ذكر و تسبيح و عبادت و خضوع و خشوع نسبت بآفريدگار خود مينمايند .
( 2 ) سوره مؤمنون آيه 15 يعنى پس بزرگ است خداوندى كه نيكوترين آفرينندگانست .