اختيار او خارج است و كمال احتياج را به آنها دارد البته لازم است كه شكر اين نعمتها را بجا آورد و موقعى ميتواند شكرگزارى كند كه منعم را بشناسد و طريق شكر او را فراگيرد ، زيرا شكر هر منعمى بايد مناسب حال او باشد بنابراين مبلغ دستورات منعم - يعنى - پيغمبر صلّى اللّه عليه و سلّم و حافظ و مبين آنها - يعنى - امام را نيز بايد بشناسد و روز بازپسين را كه پيغمبر از جانب منعم خبر داده است تصديق نمايد .
دوم از راه كتاب و آن عبارت از آيات بسيارى است كه در قرآن مجيد دلالت بر وجوب معرفت دارد از آن جمله آيه شريفه
فَاعْلَمْ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ
« 1 » ( بدان كه معبودى جز او نيست ) كه اعلم به صيغه امر ذكر شده و امر دلالت بر وجوب دارد .
سوم از راه اخبار و كلماتى است كه از پيغمبر و امام در اين مورد وارد شده مانند خبرى كه از نبى اكرم در ذيل آيه شريفه « 2 »
إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لَآياتٍ لِأُولِي الْأَلْبابِ
رسيده كه فرمود ويل لمن لاكها بين لحييه ثم لم يتدبرها « 3 » ( واى بر كسى كه بگرداند اين آيه را دور دهانش يعنى بخواند و تأمل و تدبر در آن ننمايد ) چون آيه شريفه مشتمل بر ذكر آثار قدرت و حكمت و صنعى است كه در آفرينش آسمان و زمين مشاهده مىشود و بر وجود صانع آنها و قدرت و حكمت او دلالت دارد لذا نبى
هامش
( 1 ) آيه 22 سوره محمد ( ص )
( 2 ) آيه 188 سوره آل عمران يعنى در آفرينش زمين و آسمان و آمد و شد شب و روز نشانههائى براى صاحبان خرد است .
( 3 ) ويل دو معنى دارد يكى اسم چاهى است كه در قعر جهنم است و ديگر بمعنى بدى حال است كه در فارسى به واى تعبير مىشود .
لوك بمعنى دور دهان گردانيدن است و لحى بمعنى استخوان كام است كه دندانها بر آن قرار دارد .