على لسان قريش فاكتبوه كما * على الرّسول به إنزاله انتشرا
به زبان قريش پس بنويسيد چنانكه بر رسول به أو فرود آوردن قرآن مشهور شد .
فجرّدوه كما يهوى كتابته * ما فيه شكل ولا نقط فيحتجرا
پس برهنه كردند مصحف را يعنى از اعراب چنانكه دوست مىدارد نوشتن أو را ، نيست در وى اعرابى ونه نقطهاى پس تا باز بستد به يك وجه شود .
وسار « 1 » في نسخ منها مع المدني * كوف وشام وبصر تملأ البصرا
پس برفت در نسخهها از آن با مصحف مدنى ، مصحف كوفي وشامي وبصرى پر مىگردانيد چشم را .
وقيل مكّة والبحرين مع يمن * ضاعت بها نسخ في نشرها قطرا
وگفته مكّه وبحرين با يمن ، بوى داد به اين شهرها نسخهها يعنى مصحفها در گستردن آن نسخهها عود .
وقال مالك القرآن يكتب بال * كتاب الاوّل لا مستحدثا سطرا
وگفت مالك : قرآن نوشته مىشود يعنى آنچه در مصحف عثمان نوشته است نه خطّ نو بيرون آورده شده نوشته شود . « 2 »
وقال مصحف عثمان تغيّب لم * نجد له بين أشياخ الهدى خبرا
وگفت راوي : مصحف عثمان يعنى مصحف خاصّ أو كه قرآن از آنجا خواندى غايب شد نيافتيم آن مصحف را ميان پيروان راه راست خبري .
أبو عبيد أولوا « 3 » بعض الخزائن « 4 » لي * فاستخرجوه « 5 » فأبصرت الدّما أثرا
هامش
( 1 ) . س : فسار .
( 2 ) . ح : مالك گفته است نوشتن مصحف به اين خطها نمىشايد . اگر كسى خطّ مصحف عثمان را داند روا بود مصحف نوشتن ه .
( 3 ) . س : ألو .
( 4 ) . س : خزائن .
( 5 ) . س : استخرجوه .