فصل سوم : تاريخ زندگى سادات قراعينى
برطبق نقل معتبر ، اين خاندان در اطراف ايروان پايتخت ارمنستان زندگى مىكردند و مشغول كشاورزى ، دامدارى و تجارت بودند و لذا املاك و ثروت زيادى داشتند .
وقتى كه جنگ ايران و شوروى به مرحلهء حساس و خطرناكى رسيد تا جائى كه با عهدنامهى تركمنچاى ، ايران بزرگ ، كوچكتر شد و شهرهاى آن طرف رود ارس ، به روسها واگذار گرديد و تمام ايرانيانى كه حاضر به سلطه آنها نبودند به تدريج شهر و ديارشان را ترك مىكردند .
سادات بزرگوار قريب به پانصد خانوار به سرپرستى تعدادى از بزرگان قوم ، مانند آقايان ، حاج سيدباقر ، حاج سيداحمد و حاج سيد يعقوب و حاج ميرعلى اكبر و حاج ميرابراهيم ، وارد ماكو شدند و از طرف ( نايب السَّلطنه ) سردار ماكو مورد احترام و استقبال گرم قرار گرفتند .
ايشان جوانان رشيد و شجاع را براى ايجاد امنيت در منطقه ماكو ، به سوى آواجيق و چالدران و نيز به مناطق مرزى فرستاد و بزرگان طايفه و ريش سفيدان را در شهر ( قراعينى ) سيه