تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرقه اى براى تفرقه ( فارسى ) — صفحة 18

مساهمون:

ص١٨
آيا به سن 70 نرسيده‌اى كه كوچيدن از اين دنيا براى تو نزديك است ؟ به خدا قسم من مرگ را به تو يادآورى نمىنمايم . بلكه تو از كسى كه مرگ را به يادت مىاندازد ، نفرت مىورزى . بنابراين ، گمان نمىكنم گفتار مرا قبول كنى و به نصيحت من گوش فرا دهى . بلكه در تو همّت بزرگى مىبينم كه براى نقد سخنان من ، چندين جلد كتاب بنويسى . و همين امر مانع از آن مىشود كه سخنان خود را به پايان برسانم . نصرت تو به اين است كه هر آن چه تو مىگويى ، من آن را قبول كنم و يا ساكت بشوم . امّا در هر صورت ، حال تو نزد من معلوم است و من دلسوزانه و از روى محبّت به نصيحت تو پرداختم . وقتى حال تو نزد من اين گونه است ، پس نزد دشمنانت چگونه خواهد بود ؟ در حالى كه در ميان دشمنان تو انسان‌هايى صالح و عاقل و اهل فضل مشاهده مىكنم ، همچنان كه در ميان دوستان تو ، انسان‌هايى فاسق ، دروغگو ، جاهل ، حيوان صفت و . . . مىبينم . اگر تو در روز روشن مرا ناسزا گويى ، باز من از تو رضايت دارم ؛ امّا از تو ميخواهم كه دربارهء گفتارم در خفا فكر كنى و از آن بهرهمند شوى . خداوند رحمت كند كسى را كه عيوب مرا به من ميگويد . . . . « 1 »
هامش
( 1 ) . تكلمة الصيف الصقيل كوثرى ، ص 190 ؛ سير اعلام النبلاء ، ج 1 ، ص 38