نخستين ناهمگونى
ساكنان حماة از ابنتيميه پرسيدند كه نظر بزرگانِ از صالحين در مورد آيات صفات ، مثل :
( الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى )
« 1 » و نيز
( اسْتَوى إِلَى السَّماءِ )
« 2 » و همچنين فرمودهء رسول گرامى ( ص ) :
« إنَّ قُلُوبَ بَنِي آدَمَ بَيْنَ إِصْبَعَيْنِ مِنْ أَصَابِعِ الرَّحْمَنِ »
و «
يَضَعُ الجَبّار قَدَمَهُ في النّار . . . »
چيست ؟ پاسخى كه به اين پرسش داد ، تصريح بر جسم بودن خداوند عزّوجلّ داشت ؛ انتشار پاسخ ابن تيميه در آن ناحيه غوغايى به راه انداخت و از آن پس ( از سال 698 ق . ) وى به واسطهء دادن فتاوا و ارائهء تفسيرهاى غلط از آيات قرآن ، شهرت يافت .
ابن كثير مىگويد : گروهى از فقها بر ضدّ او برخاسته ، از جلالالدين حنفى ، قاضى وقت ، محاكمهء وى را خواستار شدند . قاضى ابن تيميه را احضار كرد ؛ ولى وى از حضور در محكمه سر باز زد .
بعدها به دليل آن عقيدهء انحرافى كه در پاسخ اهل حماة از خود بروز داده بود ، - در شهر - ، به نام « حمويه » خوانده شد . « 3 »
وى همواره با اظهار نظر ، بر خلاف آراى مشهور و
هامش
( 1 ) . طه : 5
( 2 ) . بقره : 29 ، فصلت : 11
( 3 ) . الباية والنهاية ، ج 14 ، صص 4 - 26