كه كرايه و تمام ملزومات به عهده او باشد . هشت ليره هم علاوه بر وجه مقاطعه دادهايم ، بايد پس بدهد .
حاجى محمود انكار نموده كه مشاراليه مُكفّا نبوده و غير از چهل [ و ] پنج ليره ، دينارى ندادهاند ؛ اگر مكفّا بودهاند ، سند ابراز كنند .
چون حاجيان مزبور ، مقاطعهنامه و سندى نداشتند ، چند نفر از حُجّاج سبزوار كه همسفران مشاراليه بوده و اطلاع داشتند ، حاضر نموده ، با كمال مداقّه حساب مشاراليها را رسيدگى نموده ، به طور اصلاح ، هفت ليره براى حاجيان مزبور كسر نموده و صحّه گذاشتند كه چهارده ليره كه معادل هفتاد تومان است ، به حاجى محمود بدهند و حاج مزبور به اين شرط كه نقد بدهند ، صحّه گذاشت .
حاجيان مزبور به اين قرارداد راضى نشده ، به حكومت عارض شدند ؛ لهذا تحقيقات و قرارداد مجلس كارگزارى را به موجب مراسله ، به حكومت اطلاع داده كه خودشان هم رسيدگى نموده ، قرار وصول طلب حاجى محمود را بدهند .
همه روزه حاجى محمود به كارگزارى آمده ، شكايت مىنمايد كه حكومت بيست تومان از مشاراليها تعارف گرفته و متعرض آنها نيست و مشاراليها مشغول جعالى و نوشتن استشهاد شده كه طلب مرا ندهند .
نه اين است كه چاكر از تسويه امور و اجراى حكم عجزى داشته باشد ، [ بلكه ] مقصود اين است كه كار بر وفق قانون حقانيت بگذرد و حكومت هم كه در اين موارد به خيال جلب منفعت ، اخلال مىنمايد ، زحمت گفتگوئى حاصل نكند .
امر ، امر مبارك است .
زياده جسارت نمىنمايد .
عيناً راپورت اين مطلب به كارگزارى مركزى خراسان فرستاده شده است .
GHI 1319 - 6 - 13 - 0035