اين اختلاف ما بين علماء عظام در نجف اشرف ، موجب گفتوگو شده و موهم يك مفسده خواهد بود . شنيدم طرفين به دارالخلافه خدمت اولياء دولتِ ابدمدّت عليه تلگرافها نمودهاند .
فدوى نيز بيان واقع را تلگرافِ فرانسه عبارت و فارسى عرض كردهام .
هرقدر علماء عظام كه اصرار در باز شدن اين راه جبل دارند ، به اين بنده تلگرافاً و تحريراً نوشته و حكم فرمودند .
اين بنده تلگرافاً و تحريراً جواب دادم كه سدّ اين راه به امر مبارك اولياء دولتِ ابدآيت عليه شده است [ و ] بدون اجازه اولياى دولت عليّه نمىتوانم باز نمايم ؛ ولى حضرات كه در باز شدن اين راه اصرار دارند ، به اين جواب اقناع نمىشوند و اسباب زحمت و گرفتارى فدوى و جمعى ديگر مهيا شده و متّصل با حضرات مشغول مخابره هستم . آنى اين بنده آسوده نيستم ؛ چه اين اختلاف ما بين علماء عظام كه هر يك جمع كثيرى مَرده شرير دارند ، محل خَطر است ؛ مىترسم اسباب مفسده بزرگى شود .
متصلًا مشغول هستم و اسبابها فراهم مياورم ؛ شايد طرفين اصلاح نمايند و يكرأى شوند در باز شدن يا بستن راه كه مفسده نشود كه تلگراف حال عرض نمودهام و منتظر امر مبارك هستم كه تكليف فدوى معلوم شود .
زياده جسارت است .
امر اجلّ امجد ارفع عالى مطاع .
[ حاشيه راست فراز : ] « نمره 279 ، معروضه 13 شهر شوال المكرم 1317 » .
GHI 1317 - k 6 - p 9 - 14
[ سند چهاردهم ]
نمره 5695
سواد رقعه وزارت خارجه به علاءالملك ، سفير كبير دولت عليّه ايران مقيم اسلامبول
19 شوال المكرم 1317