تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حج گزارى ايرانيان به روايت اسناد عثمانى و قاجارى ( فارسى ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
ضبطيه‌ها كه پاسبان حجاج بودند ، تعدادى به خيمه 4 نفر از حجاج معتبر وارد شدند و هر آنچه در آنجا موجود بود ، همچون چند طاق شال خراسان و 3 طاقه شال كشمير و ساير اشياء را سرقت كردند . على بيگ ياور كه از شام شريف براى مأموريت در خصوص مزبور به بلده حمص آمده بود نيز از اين سرقت اطلاع يافت . چنين به نظر مىرسد كه وى با تفنگچىباشى شريك بود . آنان اشياء مذكور را مخفيانه بين خودشان تقسيم كردند . دو نفر مضبطه‌هاى تعيين و اعزام شده نيز از اتباع بين‌باشى « 1 » مشاراليه بودند . كيفيت اين تحقيق به حمص اعلام شد ، ولى به آن اهميتى داده نشد . وسايل حجاجى كه هم‌اكنون سرقت شده ، در دفتر علىياوربيگ و تفنگچىباشى موجود است . بر اين مبنا در خصوص ايجاب تحصيل اشياء ، يك قطعه امر سامى صادر شده است . در اين باب تقرير ثناكار به آن وجه درخواست مىشود . 26 . جمادىالاول . 1266 . [ مهر ] محمدبشير مسمره [ حاشيه ] : امر نامه
HR . MKT : 32 / 6
[ سند سوم ] به والى بغداد اختلالى كه در سليمانيه رخ داده بود ، به توفيق تعالى و توجهات قدسيت آيات ، حضرت ملوكانه پايان يافت . صورت تحريرات بهيهء آن مآل ، معلومِ ثناورى شده است و بعد از آن ، جهت اطلاع عليه جناب پادشاهى عرض و تقديم و منظور شوكت و وفور ، حضرت شهريار فرمايش شده است . سايه موفقيت وايه ، حضرت شاهانه در اين سال عيان شد و گوشه اثر حسن نتيجه اقدام و همت ذات عطوفت پناه مشهود گرديد بيان حضرت شوكت تقرير فرموده شد و سياق آن توسط ثناورى ترقيم شده است .
هامش
( 1 ) . مين‌باشى ؛ سرلشكر ؛ آن‌كه بر هزار سرباز فرمانده باشد .