در اين هنگام سكينه عليها السلام از پدر پرسيد : « عمويم عباس عليه السلام كجاست ؟ او رفته بود براى ما آب بياورد ؟ » امام با بغضى سنگين در گلو پاسخ فرمود : « عمويت كشته شد ! » صداى گريه از نهاد او برخاست . زنان خيمه صداى آنان را شنيدند . حضرت زينب عليها السلام نيز به نوحهسرايى برخاست و گفت : « واى عباسم ! واى برادرم ! فرياد از بىكسى پس از تو ! » امام نيز گريست و فرمود :
إى وَ اللَّهِ وا ضَيْعَتاه وَ انْقِطاعُ ظَهْراهُ بَعْدَكَ اباالفَضْل عليه السلام ! يَعُزُّ عَلَىَّ وَ اللَّهِ فِراقُكَ . « 1 »
آرى به خدا ! فرياد از بىكسى و شكستن كمر [ من ] پس از تو اى ابالفضل ! جدايى تو [ چقدر ] بر من گران خواهد بود .
4 . سوگوارى امّ البنين عليها السلام
وقتى بشير بن جذلم ، مأموريت يافت مردم مدينه را از فاجعهاى كه در كربلا رخ داده ، آگاه سازد ، حضرت امّ البنين عليها السلام جلو آمد و با گريه گفت : « بشير ! از حسين عليه السلام مرا با خبر كن ! » بشير در پاسخ او گفت :
« اى امّالبنين ! خداى تو را صبر دهد ! عباس عليه السلام تو كشته شد » . امّ البنين عليها السلام دوباره گفت : « از حسين عليه السلام
هامش
( 1 ) . بحرالعلوم ، مقتل الحسين عليه السلام ، ص 324 ؛ المقرم ، مقتل الحسين عليه السلام ، صص 329 - 340