بالعراءِ ، مُرَمَّلٌ بِالدِّماءِ ، مُقَطَّعُ الاعْضاءِ ، واثَكْلاهُ وَ بَناتُكَ سَبايا ، الَى اللَّهِ المُشْتَكى ، وَ الى مُحَمَّدِ المُصْطَفى ، وَ الى عَلِيّ المُرْتَضى ، وَ الى فاطِمَةَ البَتُولِ ، وَ الى حَمْزَةَ سَيّدِالشُهَداءِ .
وا مُحَمَّداهُ ! وهذا حُسَينٌ بِالعَراءِ تسْفي عَلَيهِ ريحُ الصَّباءِ ، قَتيلُ اوْلادِ البَغايا ! واحزْناه وَ اكُرْباه ! عليكَ يا أباعبدِاللَّهِ ! اليَوْم ماتَ جَدّي رَسُولُاللَّهِ ، يا اصْحابَ مُحَمَّداه ، هؤُلاءِ ذُرَيّةُ المُصْطَفى يُساقُونَ سَوْقَ السَبايا » « 1 » !
[ اى محمد ! درود فرستند بر تو فرشتگان آسمان ، اين كه به خون آغشته و اعضاى بدنش از هم جدا ، و دخترانت اسير شدهاند حسين است ، شكوهء ما به درگاه خداست و به پيشگاه محمد مصطفى و على مرتضى و فاطمهء زهرا و حمزهء سيدالشهداء .
اى محمد ! اين حسين است كه در اين دشت روى زمين افتاده و بادصبا بر پيكر او گرد و غبار مىافشاند ، يعنى كشتهء دست اولاد زنا ! .
اى دريغا ! و اى افسوس كه امروز ( براستى ) جدّم رسول خدا كشته شد ! اى اصحاب و ياران محمد ! آخر اينان فرزندان حضرت مصطفى هستند كه همچون اسيران آنان را مىبرند ! ]
* * * با دقّت و تأمّل در همين چند جملهء كوتاه شكوه آميزبانوى شجاع و قهرمان كربلا در آن صحنهء پر از رعب و وحشت و پيش روى سربازان بى فضيلت عمر ابن سعد و
هامش
( 1 ) - نفسالمهموم ، ص 199