Skip to main content

شرح اصول استنباط ( فارسى ) — Page 269

Contributors:

P.269
يقينا آن سواد شديد را از دست داده ولى نمىدانيم كه آيا به كلى رنگ سياه تبديل به سفيد مثلا شده يا يك سياهى كمرنگى همچنان در آن جسم موجود است ؟ البتّه اينها مثالهاى عرفى است و مثال شرعى هم دارد كه خواهد آمد . البتّه طبق بيان مصنف ، كلى قسم ثالث خود سه صورت دارد : 1 - احتمال تقارن در وجود كه همزمان با تحقق فرد اوّل فرد ديگر از همان كلى موجود شود . 2 - احتمال تقارن در زوال كه همزمان با زوال فرد اوّل فرد ثانى موجود شود . 3 - احتمال وجود مرتبهء ديگرى از كلى ذات المراتب . مثال صورت اوّل : شخص يقين دارد به حدث نوم پس كلى در ضمن آن موجود شد ولى احتمال مىدهد كه همزمان با فرد حدث نوم منى هم در حال خواب از او بيرون آمده باشد و مبتلا به حدث جنابت هم شده باشد آنگاه از خواب كه بيدار شد وضو ساخت و كلى حدث كه در ضمن نوم بود زائل شد و در ضمن فرد ديگر يعنى خروج منى هم از اوّل مشكوك است در اينجا استصحاب نه در فرد با خصوصيات فردى جارى مىشود چون اركان ناتمام است در يكى شك لاحق و در ديگرى يقين سابق نيست و نه در خود كلى چون كلى در ضمن فرد و عين فرد است و وجود منهاز و جدائى ندارد پس قابل جريان نيست لذا نوبت به اصل عدم جنابت مىرسد عند الشك در جنابت . مثال صورت ثانى هم همين است ، تنها تفاوت در اينست كه احتمال خروج منى همزمان با زوال نوم و بلافاصله پس از آن باشد و حكمش همان است كه گفته شد .