3 - سئوال كه طلب مساوى از مساوى است لا على سبيل الاستعلاء .
4 - دعاء كه طلب سافل از عالى برحسب رتبه است لا على سبيل الاستعلاء بل على سبيل التذلل و التضرع و . . .
حال امر به معناى طلب فعل به كدام معنى است ؟ مىفرمايند : امر به معناى طلب الفعل بالقول استعلاء در اين تعريف نكاتى وجود دارد كه به منزله جنس و فصل است :
1 - كلمهء طلب كه شامل ماده و هيئت امر و ماده و هيئت نهى مىشود و نيز شامل سئوال و دعا هم هست چون در تمامى اينها طلب و خواستن هست .
2 - كلمهء الفعل : خارج كرد ماده و هيئت نهى را كه طلب ترك است و سيأتى فى بابه .
3 - طلب الفعلى منظور است كه متعلق به فعل غير باشد يعنى طلب الفعل من الغير نه مطلق الطلبى كه قدر جامع ميان طلبى است كه يتعلق بفعل غيره و بفعل نفسه كطالب العلم و طالب الضالة و طالب الحق و . . . البته اين قيد را مصنف بيان نكرده چون نيازى به بيان نداشته و مراد روشن است كه مادّه امر به اين معنا صدق نمىكند .
4 - بالقول : اين كلمه در تعريف مشهور آمده و به احتمال قوى منظورشان احتراز از كتابت و اشاره باشد و شايد هم قيد غالبى باشد ( در مادهء نهى توضيح دادهام ) ولى مصنف مىفرمايد : ما صرفا بخاطر پيروزى از مشهور اين كلمه را آورديم و گرنه عندنا قول موضوعيت نداشته و امر كتابتى هم همين احكام را دارد .
5 - كلمهء استعلاء : بدينوسيله باب سئوال و دعا خارج شد زيرا در آن دو باب هم طلب الفعل بالقول هست يعنى مساوى به مساوى مىگويد : ناولنى الكتاب
شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 89
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٨٩