بند دوّم : واضع اصل لغات خداوند است و عامل توسعهء لغات افراد بشر هستند توسّط نيروى نطقى كه خداوند به آنها داده تا آنجا كه امروزه هر قومى زبان مخصوصى دارد .
بند سوّم : اصل در كلمات اسماء است و امّا افعال متفرع بر اسم و مشتق از آن است و امّا حروف هم رابط ميان اسماء و افعال مىباشند .
بند چهارم : حقيقت شرعيه آن هم به نحو وضع تعينى در همان اوائل دعوت اسلامى به ثبوت رسيده و اين يك امر وجدانى است .
بند پنجم : ثمره نزاع هم در الفاظ شرعيه ظاهر مىشود كه على ثبوت حقيقت شرعيه بر معناى شرعى و بر فرض نفى آن بر معناى لغوى حمل مىشوند .
قوله : تمرينات : در پايان پنج سئوال به عنوان تمرينات عرضه شده :
جواب سئوال اوّل : حقيقت شرعيه عبارتست از : استعمال الشارع بعنوان الحقيقة لالفاظ عبادات و غيرها فى معانى مخترعة له .
جواب سئوال دوّم : وضع دو قسم است : 1 - تعيينى 2 - تعيّنى و واضع اوليه خداوند است .
جواب سئوال سوّم : آرى ثابت است .
جواب سئوال چهارم : به نحو وضع تعيّنى است .
جواب سئوال پنجم : اثر ثبوت حمل الفاظ وارده در قرآن و سنّت بر معناى شرعى و اثر سلب حمل آنها بر معانى لغويه است .
مبحث دوّم : صحيح و اعم
دوّمين مسئله از مسائل اربعهء مقدّماتى راجع به صحيح و اعم است و اين بحث هم در الفاظ عبادات و هم در معاملات جارى است منتها از آن رهگذر كه در