اجمالى قناعت كند نمىتواند در هركدام قصد وجه داشته باشد يا به هريك قصد قربت كند و لذا بايد علم تفصيلى پيدا تا اين امور را رعايت كند .
جواب ما : عند المتأخرين از شهيد ثانى و ديگران و بالاخص از شيخ انصارى به بعد قصد تميز - قصد وجه هيچكدام دليلى بر اعتبارشان نيست و امّا قصد قربت هم كافى است كه شخص اين گونه نيت كند كه اين نماز را مىخوانيم تا انشاء با اين يا با عمل بعدى تقرب به مولى حاصل شود و اينكه حين العمل معينا به احدهما قصد قربت كند دليلى بر اعتبار اينهم نيست آرى اصل لزوم قصد قربت فى الجمله جاى بحث نيست كه در احتياط هم هست .
2 - به عقيدهء محققين از متأخرين در اينجا هم اكتفا به امتثال اجمالى بلا مانع است بدليل اينكه : مقتضى براى امتثال اجمالى موجود و مانع از آن مفقود است فيوثر المقتضى اثره .
امّا المقتضى : لا شك در اينكه عند العرف و العقلاء امتثال اجمالى هم امتثال است .
و امّا المانع : موانع همان لزوم قصد وجه و تميز و امثال آنهاست كه خوشبختانه هيچكدام دليلى بر اعتبارشان نيست تا مانع شوند و لذا بلا اشكال است .
جناب مصنف رأى اول را برگزيده و معتقدند كه با تمكن از امتثال تفصيلى مجاز نيستيم به امتثال اجمالى قناعت كنيم و دليل ايشان اينست كه در اين گونه موارد امتثال اجمالى و تكرار عمل خلاف سيرهء شارع است بيان ذلك :
لا شك در اينكه عبادات توقيفى هستند يعنى توقف دارند از حيث كميت و كيفيت بر بيان شارع مقدس و تا آنجا كه شارع ترخيص كرده ما مجازيم ( صغرى ) .
و لا شك در اينكه در مثل ما نحن فيه اذن و رخصتى از شارع مقدس مبنى بر
شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 360
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٦٠