8 - تخصيص قرآن به خبر واحد
هشتمين و آخرين مبحث از مباحث عام و خاص پيرامون تخصيص عمومات قرآنى توسط خبر واحد خاص است و در اين رابطه مىگوئيم : بدون ترديد عام كتابى را با خاص كتانى مىتوان تخصيص فى المثل در آيهاى آمده :
أُحِلَّتْ لَكُمْ بَهِيمَةُ الْأَنْعامِ
و بدنبال آن بلافاصله مخصّص متصل ذكر شده كه
إِلَّا ما يُتْلى عَلَيْكُمْ
باشد يا در آيهاى آمده :
هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً
و در آيه ديگر منفصلا آمده :
حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَ . . .
و فلسفه جواز آنست كه دليل عام و خاص هردو از لحاظ سند قطعى و همرتبه هستند و از نظر دلالت هم دليل خاص چون اقوى است يا قرينه بر عام است بر دليل عام مقدم مىشود و آن را تخصيص مىزند .
و نيز بدون ترديد عام كتابى را با سنت متواتره مىتوان تخصيص زد مثل اينكه در آيهء شريفه ارث ميخوانيم :
يُوصِيكُمُ اللَّهُ فِي أَوْلادِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ
كه عام است و شامل اولاديكه مؤمن و كافر هستند ، قاتل و غيرقاتل مىشود ولى در حديث متواتر مىخوانيم : القاتل لا يرث شيئا و الكافر لا يرث شيئا و توسط اين دو حديث و امثال آن عام كتابى را تخصيص مىزنيم و دليل مطلب همان است كه در فرض قبلى ذكر شد .
و نيز لا شك در اينكه عام كتابى را توسط خبر واحد مع القرائن القطعيه مىتوانيم تخصيص بزنيم .
و نيز لا شك در اينكه عام كتابى و ظاهر قرآنى را با حكم عقل قطعى مىتوان تخصيص زد و توجيه كرد .
و نيز لا شك در تخصيص سنت متواتره با سنت متواتره ، و با خبر واحد مع القرينه .