آيا واجد اين ملكه هستند يا نه ؟ شبهه در مصاديق خارجيه است و منشأ شبهه هم اينست كه با اينها معاشرت چندانى نداريم و از باطن آنها خبر نداريم كه داراى ملكه هستند يا نه و اختبارى هم صورت نگرفته .
مثال ديگر : اكرم العلماء الّا الفاسقين منهم ( استثناء ) و فرضا يقين داريم كه مراد از فاسق خصوص مرتكب كبيره را گويند و مراد مولى هم حتما همين است ولى در خارج افرادى يقينا مرتكب كبيره نيستند و اكرامشان واجب است افرادى هم يقينا مرتكب كبيره هستند و اكرامشان حرام است و افرادى هم مشكوكند كه آيا مرتكب كبيره مىشوند يا خير كه شبههء مصداقيه است .
مثال ديگر : اكرم العلماء ، لا تكرم فسّاق العلماء ( مخصص منفصل ) كه اين نيز همان محاسبهء مخصص متصل استثناء را دارد عند المصنف و بيان آن ذكر شد .
حال سئوال اينست كه آيا تمسك به عام در شبهات مصداقيه جايز است يا خير ؟ ( نكته لازم به ذكر اينست كه شبههء مصداقيه بر دو قسم است : 1 - شبهه مصداقيه دليل عام 2 - شبههء مصداقيه دليل خاص ، اوّلى عبارتست از اينكه در خود مصداق عام شك داريم مثلا مولى فرموده : اكرم العلماء و ما در خارج يقين داريم كه هزار نفر عالمند و ده هزار نفر جاهل و صد نفر هم مشكوك است كه آيا عالمند يا جاهل ؟ نسبت به اين صد نفر نمىتوانيم از اصالة العموم استفاده كنيم چون شرط اصلى تمسك به اصالة العموم و هكذا اصالة الاطلاق و . . . احراز صدق اسم و عنوان است چون هر عامى نسبت به افراد عنوان خودش عموميت دارد و كارى با عناوين ديگر ندارد و لذا عند الشك صدق اسم محرز نيست و اذا انتفى الشرط انتفى المشروط و دوّمى عبارتست از اينكه يقينا فلان فرد در عنوان عام داخل است ولى شبهه در مصداقيت آن براى عنوان خاص است كه آيا فاسق است تا از حكم عام
شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 248
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٤٨