اينكه : الطبيعة توجد بوجود فرد ما يعنى خاصيّت ايجاد طبيعت در خارج اينست كه همينقدر يك فرد از افراد آن در يك مكانى از امكنة و زمانى از ازمنه موجود شود طبيعت و كلى طبيعى به عين وجود او موجود شد . و بقول آقايان : الانطباق قهرى و الاجزاء عقلى يعنى صدق طبيعت برآن فرد قهرى است چه بخواهيم يا نه و وقتى صدق آمد به حكم عقل مستقل اين عمل مجزى است و سبب امتثال امر مولى هست و لذا اگر يك بار در خارج آن طبيعت مطلوبة الايجاد را ايجاد كند به حكم عقل كفايت مىكند و نيازى به تكرار نيست مگر دليل خاصى برآن باشد .
قوله : و الواجبات : اين جمله دفع دخل است و آن اينكه : شما چگونه مىفرمائيد صيغهء افعل دالّ بر دوام و تكرار نيست در حالى كه ما در خارج و در ميان واجبات شرعيه واجباتى را مىشناسيم كه تكرارشان واجب و دائمى هستند از قبيل نمازهاى يوميه ، صوم ماه مبارك رمضان و . . . آيا اينها دليل نمىشود كه فعل امر دالّ بر دوام باشد ؟
جواب ما اينست كه در تمامى مواردى كه واجبات شرعيه تكرار شده و استمرارشان لازم است ببركت دليل خارجى خاصى است كه در آن مقام وجود دارد و گرنه لو لا الدليل الخارجى مطلب همان است كه ذكر شد و در اول بحث ذكر كرديم كه بحث ما در مواردى است كه قرينهاى بر يكطرف نباشد و گرنه مثل حج دليل داريم كه يك بار بيشتر واجب نيست و مثل صلوة دليل دارد كه تكرارش مطلوب است و . . .
كليه مواردى كه دليل خاص باشد از محل نزاع خارج است .
4 - فور و تراخى
مطلب چهارم از چهار مطلب فصل اول باب اوامر پيرامون فوريت و تراخى است .
سئوال اينست كه آيا صيغهء افعل عند الاطلاق حقيقت در فوريت است و