حكم عقل اشارت كرده است شيخ مفيد ( ره ) است كه در باب عقل مىفرمايد : « و هو سبيل الى معرفة حجية القرآن و دلائل الاخبار » : « 3 » عقل راهى است براى معرفت يافتن و شناسايى حجيت « قرآن » و دلايل اخبار .
پس ، در اين بيان ، عقل عنوان راه و ارائهدهندهء طريق وصول به حجيت كتاب و سنت را دارد .
2 . اولين تصريح به اينكه عقل يكى از ادله است از مرحوم ابن ادريس است كه مىفرمايد : « فاذا فقدت الثلاثة فالمعتمد في المسألة الشرعية عند المحققين التمسك بدليل العقل » . « 4 » هنگامى كه در يافتن حكم شرعى دستمان از كتاب و سنت و اجماع كوتاه شد ، نوبت به دليل عقل مىرسد - يعنى : اگر دليل عقلى اقامه شد كه اين شىء مصلحت ملزمه دارد ، حكم به وجوب يا عمل مطابق آن مىكنيم ؛ و اگر دليل عقلى بر اين امر اقامه شد كه در متعلق اين شىء مفسدهء ملزمه هست ، حكم به حرام بودن شىء يا ترك آن مىشود .
3 . مرحوم محقق ( رحمة الله عليه ) ادلهء احكام را به دو قسم تقسيم مىكنند . بعضى از اين ادله متوقف به خطاب است كه خود منقسم به « لحن الخطاب » و « دليل الخطاب » و « فحوى الخطاب » مىشود ، و در قسم ديگر مىفرمايد كه : « ما ينفرد العقل بالدلالة عليه . » « 5 »
بر پايهء اين تقسيم ، در بعضى از امور نياز به خطاب نيست و عقل نسبت به دلالت برآن متفرد است ، مانند « رد الوديعة » كه عقل در وجوب « رد وديعه » متفرد است ، و نيز حسن صدق و انصاف و قبح ظلم و كذب . اين امور ضرورىاند و عقل دال بر آنهاست و نياز به كتاب نيست .
شهيد اول ( رضوان الله تعالى عليه ) نيز مانند محقق به همين مطلب اشاره فرموده است .
بدين ترتيب ، ملاحظه مىشود كه شيخ مفيد ( ره ) اصولا عقل را جزء ادله اربعه نشمرده و فرموده است كه « و هو سبيل الى معرفة . . . » ، و بنابراين از احتمالات چهارگانه احتمال چهارم را اختيار كرده است .
كه عقل نه عرضا دليل است و نه طولا و نه ناظر به امور عقلايى
هامش
( 3 ) « اوائل المقالات » ، ص 11 .
( 4 ) « سرائر » ، ص 4 .
( 5 ) « معتبر » ، ص 7 .