پرش به محتوای اصلی

غزليات حافظ ( فارسى ) — صفحه 971

پدیدآورندگان:

ص۹۷۱

468 [ نوش كن جام شراب يك‌منى ]

1 نوش كن جام شراب يك‌منى * تا بدان بيخ غم از دل بركنى
2 دل گشاده دار چون جام شراب * سر گرفته چند ؟ چون خُمِ دَنى
3 چون ز جام بيخودى رطلى كشى * كم زنى از خويشتن لاف منى
4 سنگ سان شو در قدم ، نى همچو ابر * جمله رنگ‌آميزى و تردامنى
5 دل به مى در بند تا مردانه‌وار * گردن سالوس و تقوا بشكنى
6 خيز و جهدى كن چو « حافظ » تا مگر * خويشتن در پاى معشوق افكنى