پرش به محتوای اصلی

غزليات حافظ ( فارسى ) — صفحه 921

پدیدآورندگان:

ص۹۲۱

443 [ اى كه دايم به خويش مغرورى ]

1 اى كه دايم به خويش مغرورى * گر ترا عشق نيست معذورى
2 گِردِ ديوانگان عشق مگرد * كه به عقل عقيله مشهورى
3 مستى عشق نيست در سر تو * رو كه مست شراب‌انگورى
4 روى زرد است و آه دردآلود * عاشقان را دواى رنجورى
5 بگذر از نام و ننگ خود « حافظ » * ساغر مى طلب كه مخمورى