پرش به محتوای اصلی

غزليات حافظ ( فارسى ) — صفحه 789

پدیدآورندگان:

ص۷۸۹

377 [ يا رب آن آهوى مشكين به ختن بازرسان ]

1 يا رب آن آهوى مشكين به ختن بازرسان * وان سَهى سرو خرامان به چمن بازرسان
2 دل‌آزردهء ما را به نسيمى بنواز * يعنى آن جانِ ز تن رفته به تن بازرسان
3 ماه و خورشيد به منزل چو به امر تو رسند * يار مهروى مرا نيز به من ، بازرسان
4 سخن اينست كه ما بىتو نخواهيم حيات * بشنو اى پيك خبرگير و سخن بازرسان
5 ديده‌ها در طلب لعلِ يَمانى خون شد * يا رب آن كوكب رخشان ، به يمن بازرسان
6 برو اى طاير ميمون همايون آثار * پيش عنقا ، سخن زاغ و زغن بازرسان
7 آنكه بودى وطنش ديدهء « حافظ » يا رب * به مرادش ز غريبى به وطن بازرسان
غزليات حافظ ( فارسى ) — صفحه 789 | شمس الدين حافظ