471 - « دست زدم به خون »
گلبنِ عيش مىدمد ، ساقى گلعذار كو ؟ * باد بهار مىوزد ، بادهء خوشگوار كو ؟
هر گل نُو ز گلرخى ياد همىكند ولى * گوش سخن شنو كجا ، ديدهء اعتبار كو ؟
مجلس بزم عيش را غاليهء مراد نيست * اى دم صبح خوش نفس ، نافهء زلف يار كو ؟
حُسنفروشى گلم ، نيست تحمّل ، اى صبا * دست زدم به خون دل ، بهر خدا نگار كو ؟
خيز كه شمع صبحدم لاف ز عارض تو زد * خصم ، زبان دراز شد ، خنجر آبدار كو ؟
گفت : مگر ز لعل من بوسه ندارى آرزو * مُردم ازين هوس ولى قدرت و اختيار كو ؟
حافظ اگرچه در سخن خازنِ گنجِ حكمت است * از غمِ روزگارِ دون ، طبع سخنگزار كو ؟
* توضيحات :
معنى بيت ( 1 ) ( گل خوشدلى مىرويد ، ساقى گل چهره كجاست ؟ نسيم بهارى مىوزد ، شراب ناب و شيرين كجا مىتوان يافت ) معنى بيت ( 2 ) ( هر گل تازه ، به خاطر مىآورد كه گل چهرهاى در خاك خفته است ، گوش و چشمى كه پند و عبرت پذيرد ، كجاست يعنى اگر با نظر عبرت و پند به زمين نگاه كنى در هر چيزى پندى است ) معنى بيت ( 3 ) ( سخن و گفتگوى ، مطابق مراد ما پيش نمىرود و در مجلس خوشدلى و ميگسارى بوى خوش به مشام نمىرسد ، اى نفس صبح كه بوى خوش دارى ، بگو نافهء گيسوى يار كجاست ) معنى بيت ( 4 ) ( اى باد بهارى ، تحمل ندارم كه گل زيبايى و فخر بفروشد من از هجران محبوب دستم به خون دل رنگين است براى خدا كمك كنيد و بگوييد محبوبم كجاست ) معنى بيت ( 5 ) ( قيام كن كه شمع سحرى از بىنورى سخن بيهوده مىگويد كه او نشان از چهرهء تو دارد ، اين مدعى گستاخ ، زبان درازى كرده است شمشير آبگون كجاست تا سزايش را بدهم ) لعل ( لب يار ) هوس ( آرزو ) خازن ( گنجينه ) حكمت ( علم و دانش ) سخنگزار ( سخنپرور ) طبع ( قريحه )
* ترجمه :
* نتيجه تفأل :
1 - خواجهء بزرگ در بيتهاى 6 و 7 به ترتيب فرمايد : ( يار گفت : آيا از لب لعل من آرزو و تمناى بوسهاى ندارى ؟ جواب دادم ، آرى ، من در اين آرزو جان نثار كردم اما براى من قدرت و قوت ديدار نمىباشد ) ( اگرچه حافظ خزينهدار گنج دانش و معرفت است ، اما از دست روزگار و اندوه آن ، قريحه و استعداد سخنپرورش خاموش شده است ) برحسب نيت خويش تفسير كنيد .
2 - انسان شوخ طبع و بذلهگويى هستيد و در عين شادى و خرسندى : دلى به اندازهء كوه دماوند پر از اندوه و غم ديگران و اطرافيان داريد چون سرشت جنابعالى با مهر و محبت همراه است ، راضى به ناراحتى و رنج كسى نيستيد اما متأسفانه ديگران ارزش كار شما را نمىدانند و موجب آزار شما مىشوند ، اشكالى ندارد ، خداوند واقعا با شماست بر او توكل كنيد ، كه هميشه موفق هستيد .
3 - با افراد لاابالى و افيونى نشست و برخاست نكنيد و قدرى به اطراف خود نگاه كنيد ، زيرا آيندهاى بسيار درخشان در انتظار شماست ، ممكن است اين دغلدوستان گرد شيرينى آن را خراب كنند و كبوتر اقبال را به پرواز درآورند تا ديگر برنگردد .
4 - اين نيت با اندكى صبر و شكيبايى عملى مىگردد ، اگر شتاب كنيد و او را وسوسه سازيد ، كار خرابتر مىشود ، زمان در دستان شماست و همه چيز را حل مىكند ، فعلا اوضاع او خوبست . پسرى زيبا در خانوادهء شما به دنيا مىآيد .
5 - عزيزم ، اگر سه ويژگى در كسى باشد ، خداوند وى را تحت حمايت خود حفظ مىكند و او را به بهشت مىبرد ، ملايمت با تهيدستان ، مهربانى و محبت به پدر و مادر ، نيكى به زيردستان ، پس فرزندم اين سه ويژگى را در زندگى حفظ كن .