454 - « لب بگشا »
فاتحهاى چو آمدى بر سرِ خستهاى ، بخوان * لب بگشا كه مىدهد لعلِ لبت به مرده جان
آنكه به پرسش آمد و فاتحه خواند و مىرود * گو ، نفسى كه روح را مىكنم از پىاش روان
اى كه طبيب خستهاى ، روىِ زبانِ من ببين * كاين دم و دود سينهام ، بار دل است بر زبان
گرچه تب استخوانِ من ، كرد ز مِهر گرم و رفت * همچو تبم نمىرود ، آتشِ مهر از استخوان
حال دلم ز خالِ تو هست در آتشش وطن * چشمم از آن دو چشمِ تو ، خسته شدهست و ناتوان
بازنشان حرارتم ز آبِ دو ديده و ببين * نبضِ مرا كه مىدهد هيچ ز زندگى نشان ؟
آنكه مُدام شيشهام از پىِ عيش داده است * شيشهام از چه مىبرد پيشِ طبيب هر زمان ؟
حافظ از آبِ زندگى شعر تو داد شربتم * تركِ طبيب كن ، بيا نسخهء شربتم بخوان
* توضيحات :
معنى بيت ( 1 ) ( وقتى كه بر بالين عاشق خستهدلى گذر كردى سورهء الحمد را بخوان و لبت را باز كن كه لب تو به مرده جان مىبخشد ) معنى بيت ( 2 ) ( آن كسى كه براى عيادت آمد و سوره الحمد را خواند و رفت ، به او بگو يك لحظه صبر كند كه روحم را بدنبال او روان سازم ) طبيب خستهاى ( پزشك خستهدل و عاشق هستى ) دم و دود سينه ( نفس و دود سينه روى زبانم بار دلم شده است ) معنى بيت ( 4 ) ( اگرچه معشوق با حرارت عشق ، مانند تب استخوان مرا گرم كرد و رفت اما آتش عشق او چون تب از استخوانم خارج نمىشود ) معنى بيت ( 5 ) ( دل و جان من مانند خال سياه آتشين چهرهء تو در آتش عشق مىسوزد و تن من هم از تير نگاهت مجروح مىباشد ) بازنشان ( خاموش كن ) حرارت ( تب ) آب دو ديده ( اشك ) معنى بيت ( 7 ) ( آن كسى كه هميشه شيشهء شراب را به من داده بود تا بنوشم پس چرا شيشه ادرار مرا نزد پزشك مىبرد زيرا درد عاشق با دواى پزشك علاج نمىشود ) .
* ترجمه :
* نتيجهء تفأل :
1 - لسان الغيب به حالت خطاب به جنابعالى در بيت آخر مىفرمايد : ( اى حافظ شعر تو ، آبزندگى و حيات به من نوشاند پس پزشك را رها كن و بيا نسخهء داروى شفابخش مرا كه شعرست ، بخوان ) خواجه شما را به عرفان و سير و سلوك در راه حق دعوت مىكند و از شما مىخواهد كه دنيا را چيزى جز عشق و دلدادگى به حق ندانيد پس خود را خستهء و رنجور زرق و برق و چشم و همچشمى نسازيد بلكه در كلاسهاى حافظخوانى و حافظشناسى شركت كنيد تا آبزندگى را از كوثر كلام عرفان و نور حق براى هميشه نوش جان كنيد .
2 - براى اجراى اين نيّت ، تلاش فراوان شده است پس عجله در اين كار مثمر ثمر نخواهد بود ، بهترين راه آنست كه صبر و شكيبايى را پيشه كنيد و در فرصت مناسب ديگر اقدام نماييد زيرا هنوز لوازم و اسباب كار فراهم نمىباشد .
3 - تقاضاى شما دور از حقيقت و انتظار نيست اما قبلا مىبايست با افراد آگاه و باتجربه مشورت مىكرديد و از تجارب و معلومات آنها بهره مىگرفتيد ، آنگاه خود با تلاش و اراده بر رقيبان پيروز مىشديد ، بنابراين بسيار بجاست كه در سال آينده در اين فكر مصمّم باشيد و در اجراى آن بكوشيد .
4 - به زودى ملاقاتى و خبرى خوش دريافت مىكنيد و مسافرت مهمى در پيش داريد و تحولات قابل توجهى در زندگى خانوادگى شما پيش خواهد آمد .
عزيزم ، آسمان ، چشم آبى خداوند است كه هميشه نگران من و توست ، زيرا خداوند بنده خود را دوست دارد پس بر او توكل كن كه بهترين يار و ياور است .