414 - « گنج در آستين »
گرچه ما بندگانِ پادشهيم * پادشاهانِ مُلكِ صبحگهيم
گنج در آستين و كيسه تهى * جامِ گيتىنماى و خاكِ رهيم
هوشيارِ حضور و مستِ غرور * بحرِ توحيد و غرقهء گنهيم
شاهدِ بخت ، چون كرشمه كند * ماش آيينهء رخِ چو مَهيم
شاهِ بيداربخت را هر شب * ما نگهبانِ افسر و كُلَهيم
گو غنيمت شمار همّتِ ما * كه تو در خواب و ما به ديدهگهيم
شاه منصور واقف است كه ما * روىِ همّت به هركجا كه نَهيم
دشمنان را ز خون كفن سازيم * دوستان را قباىِ فتحِ دهيم
رنگِ تزوير ، پيش ما نبوَد * شيرِ سرخيم و افعى سيَهيم
وامِ حافظ بگو كه بازدهند * كردهاى اعتراف و ما گُوَهيم
* توضيحات :
گرچه ( اگرچه ) بندگان ( رعايا ) پادشه ( شهريار ) پادشاهان ملك صبحگه ( ما شهرياران راز و نياز سحرگاهيم ) گنج ( گنجينه معرفت و عشق به حق ) كيسه تهى ( به ظاهر فقير ) جام گيتىنما ( دل ما جام جهاننماست ) خاك رهيم ( از تواضع خاك راهيم ) شاهد بخت ( عروس اقبال ) كرشمه كند ( ناز آغاز نمايد ) ماش آينه . . . ( چهرهء مانند ماه او را ما آينه داريم بهطورىكه رخسار او را در دل ما توان ديد ) كله ( مخفف كلاه ) افسر ( تاج ) ديدهگه ( مراقب ) شاه منصور ( از آل مظفر كه در سال 790 حكمران شيراز شد ) واقف ( آگاه ) همت ( عنايت و توجه ) خون كفن . . . ( دشمنان را از خون كفنپوش مىكنيم - اين بيت با بيت قبل موقوف المعانى است ) قبا ( خلعت - لباس ) تزوير ( ريا ) رنگ ( اهل - اهل ريا ) نبود ( نيستم ) شير سرخ و افعى سياه ( كنايه از اينكه يكرنگ هستيم و اهل ريا نيستيم بلكه مانند شير و مار ، شجاع هستيم ) وام ( قرض ) گواه ( شاهد ) . معنى بيت ( 3 ) ( در هنگام عيش و عشرت كاملا عاقل هستيم زيرا در محضر حقيم و راز و نياز مىكنيم و از اين حضور ربانى مست و مغروريم . ما درياى يكتاپرستى و توحيديم با اين حال اقرار مىكنيم كه غرق گناه هستيم )
* ترجمه :
* نتيجه تفأل :
1 - حافظ بزرگ در بيتهاى 2 و 3 و 5 به ترتيب فرمايد : ( با اينكه ثروتى از علم و دانش در اختيار داريم اما اين فقر اختيارى را طالب هستيم و با اينكه عزيز و محترم هستيم اما در فروتنى خاك راه همه هستيم . ) ( دلآگاه و مراقب در حضور محبوب هستيم و از اينكه به پيشگاه محبوب بار و اجازه يافتهايم ، مغروريم و ما درياى يكتاپرستى هستيم در عين حال خود را در گناه غرق مىبينيم زيرا ترك اولى براى مقربان درگاه حق و حتى لاف زدن در نزد حق هم گناه است ) ( ما هر شب نگهبان تاج و كلاه شاه بيدار بخت هستيم و آن از بركات دعاى ماست ) خود تفسير كنيد .
2 - جنابعالى به مال دنيا اعتنايى نداريد و اصولا مقام و ثروت را فناپذير مىدانيد و از اينكه ديگران براى زيادهطلبى ، خود را به آب و آتش مىزنند تعجب مىكنيد و در دل ، آنها را مسخره مىكنيد . در دلت عشق به حق موج مىزند ، مرحبا به شما لطفا مرا نيز با اين قلب پاك دعا كنيد و بدانيد زندگى بسيار خوبى در انتظار شماست زيرا بدى كسى را نمىخواهيد و حتى حاضر به آزار مورچهاى هم نيستيد به همين جهت خداوند به شما كمك مىكند .
3 - آيندهاى درخشان خواهيد داشت ، اين نيت با توكل بر خداوند عملى مىگردد و جاى هيچگونه نگرانى نمىباشد ولى نياز به زمان و صبر و شكيبايى دارد .
4 - فرزندم ، به شما مىگويم ميان ترس از خدا و ترس از مردم ، حتما از خدا بترس تا از ترس مردم در امان باشى . زيرا حضرت على ( ع ) مىفرمايد : انسان ترسو روزى هزار بار مىميرد و انسان بىباك در دنيا به خوشى روزى هزار بار از زندگى بهره مىگيرد .