275 - « صدهزاران گُل »
يارى اندر كس نمىبينيم ، ياران را چه شد ؟ * دوستى كى آخر آمد ، دوستداران را چه شد ؟
آب حيوان تيرهگون شد ، خضرِ فرّخ پى كجاست ؟ * گل بگشت از رنگ خود بادِ بهاران را چه شد ؟
كس نمىگويد كه يارى داشت حقِّ دوستى * حقشناسان را چه حال افتاد ، ياران را چه شد ؟
شهرِ ياران بُود و خاكِ مهربانان اين ديار * مهربانى كى سرآمد ، شهرياران را چه شد ؟
لعلى از كانِ مروّت برنيامد سالهاست * تابشِ خورشيد و سعى باد و باران را چه شد ؟
گوى توفيق و كرامت در ميان افكندهاند * كس به ميدان درنمىآيد ، سواران را چه شد ؟
صدهزاران گل شكفت و بانگِ مرغى برنخاست * عندليبان را چه پيش آمد ، هَزاران را چه شد ؟
زُهره سازى خوش نمىسازد ، مگر عودش بسوخت * كس ندارد ذوقِ مستى ، ميگساران را چه شد ؟
حافظ اسرارِ الهى كس نمىداند خموش * از كه مىپرسى كه دورِ روزگاران را چه شد ؟
* توضيحات :
يارى ( كمك - مساعدت ) چه شد ( چه پيش آمده است ) كى ( قيد پرسش ، چه موقع ) دوستداران ( مهرورزان ) آب حيوان ( آبزندگى ) تيرهگون ( سياه - كدر ) خضر فرخپى ( حضرت خضر مبارك قدم ) گل بگشت ( شاخه گل بر اثر قهر خزان رنگ باخت ) حقشناسان ( حقگزاران ) شهرياران ( پادشاهان كشور ) كان مروت ( معدن جوانمردى ) برنيامد ( به دست نيامد ) گوى توفيق و كرامت ( گوى كاميابى و بزرگى ) عندليب ( بلبل ) هزار ( بلبل ) زهره ( ستاره ناهيد ) نمىسازد ( نمىنوازد ) عود ( نوعى ساز ) معنى بيت ( 6 ) ( گوى كاميابى و بزرگى در عرصهء زندگى افتاده است ، چرا كسى عنان كوشش را نمىتازاند ، براى سواران داوطلب چه پيش آمده است كه به ميدان نمىآيند ( اين بيت اعتقاد حافظ را به مشرب اختيار مىرساند ) معنى بيت ( 8 ) ( ناهيد به خوشى و خرمى سازى نمىنوازد آيا ساز او در آتش افتاده است و هيچكس رغبت مست شدن ندارد ، براى مىپرستان چه پيش آمده است ) .
* ترجمه :
* نتيجه تفأل :
1 - ويژگيهاى جنابعالى عبارتند از : تودار ، بااخلاق ، دوبهمزن ، مادى ، خسيس ، نداشتن دوست واقعى ، اهل حال ، خوشگذران ، پرخور ، شيكپوش ، اهل گردش ، عادى ، جذاب ، دلربا ، عاشق بچه و خانواده ، صميمى .
2 - خواجه در بيتهاى 1 و 2 و 3 و 4 به ترتيب فرمايد : ( در كسى دوستى نمىبينم ، به دوستان چه رسيده و آنها چطور شدهاند و دوستى كى تمام شده است . ) ( آبزندگى سياه و كدر شد ، كجاست حضرت خضر مبارك قدم ، گل رنگ خود را از دست داد زيرا باد بهاران ديگر نمىورزد ) ( هيچكس نمىگويد كه يار حق دوستى دارد ، كسى نيست كه اين حرف را بگويد پس حقشناسان را چه شده و ياران كجا رفتند ) ( اين سرزمين جاى پادشاهان بود و خاك مهربانان و مسكن اهل محبت ، پس مهربانى كى تمام شد و پادشاهان چطور شدند ) خود تفسير كنيد .
3 - از اينكه در كار خود بد مىآوريد ، ناراحت هستيد ولى بدانيد عامل آن خود جنابعالى مىباشيد كه سرعت عمل ، ژرفنگرى و دقت كمترى داريد .
4 - اگر از اين نيت صرفنظر كنيد ، به نفع جنابعالى مىباشد ، چون مقدمات آن فراهم نيست پس به يكى از مشاهد متبركه برويد و دعا كنيد تا گشايش حاصل شود و سوره مباركه « بقره » از آيه 80 تا 105 را با معنى و حضور قلب بخوانيد .
5 - مسافرت را به شما توصيه مىكنم ، خريدوفروش چندان سودى ندارد ، بيمار فعلا شفا نمىيابد ، فعلا اوضاع مسافر جنابعالى خوب است .
6 - ترديد را كنار بگذاريد ، نسبت به اطرافيان مهربان هستيد و 4 فرزند در طالع داريد و در امور علمى پيشرفت مىكنيد .