222 - « نقش لب »
صورتِ خوبت نگارا ، خوش به آيين بستهاند * گوييا نقش لبت از جان شيرين بستهاند
از براى مَقْدَمِ خيل خيالت مردمان * ز اشك رنگين در ديار ديده آيين بستهاند
كار زلف تست مُشكافشانى و اين نظّارگان * مصلحت را تهمتى بر نافهء چين بستهاند
يا رب آن رويست و در پيرامنش بند كلاه * يا به گِردِ ماه تابان عقد پروين بستهاند
خط سبز و عارضت را نقشبندان خطا * سايبان از عنبر تر گِرد نسرين بستهاند
جمله وصف عشق من بودست و حسن روى تو * آن حكايتها كه بر فرهاد و شيرين بستهاند
حافظا محض حقيقتگوى يعنى سرّ عشق * غير از اين گويى خيالاتى به تخمين بستهاند
* توضيحات :
نگارا ( منادا - شبه جمله ، اى محبوب ) آيين بستهاند ( به سبك خوبى بوجود آوردهاند يا خلق نمودهاند ) گوييا ( قيد ، پندارى ، مثل اينكه ) يا رب ( عجبا ) پيرامون ( اطراف ) عقد پروين ( بند جواهر ، ستاره دنبالهدار ، استفهام به طريق تجاهل العارف است ) گرد ( اطراف ) عنبر ( مشك ) محض حقيقتگوى ( حقيقت محض و خالص را بگو ) معنى بيت ( 2 ) ( از براى آمدن لشكر پادشاه ، مردمان با اشك سرخ در ديار ديده آيين و آذين بستهاند ) معنى بيت ( 3 ) ( مشكافشانى كار زلف تو و مخصوص توست اما حالا از روى مصلحتانديشى مشكافشانى را به نافه چين نسبت دادهاند و تهمت بستهاند ) .
* ترجمه :
* نتيجه تفأل :
1 - يار و محبوب شما بسيار زيباست ولى گويى از شدت هجران و علاقه چشمانت خونين گرديده است ، دل به دريا بزن و به اطرافيان حقيقت را كمكم بگو و اسرار درون را فاش كن .
2 - آدمى خوشقلب و مهربان هستى ، اما متأسفانه زودرنج و لجباز مىباشى و با عصبانيت دست به كار مىشوى كه اين خود استهلاك نيرو خواهد شد ، بنابراين سعى كن ، دست از وسواس بردارى .
3 - كسى را كه همين هفته رنجاندى ، بسيار با شما دوست بود و سخنان او از روى مهر و محبت مىباشد كه متأسفانه شما آن را حمل بر عناد و دشمنى كرديد ، هرچه زودتر از دلش بيرون بياوريد و به او محبت كنيد .
4 - سفرى در پيش داريد كه مقدمات آن فراهم نمىباشد ولى از سفر كرده ، مژدهاى دريافت مىكنيد و خريد سودآور اما فروش موقعيتش فراهم نشده است ولى براى ازدواج مقدماتش را فراهم كنيد اما طلاق نيز بالاخره انجام مىگيرد . از دوست افيونى دورى كن و با صبر و شكيبايى در كارها اقدام كنيد كه به مرادت مىرسى .
5 - خواجه در بيتهاى 1 - 4 - 5 - 6 به ترتيب فرمايد : ( اى محبوب صورت زيباى تو را ، به سبك بسيار خوبى خلق كردهاند گويى نقش لبت را از جان شيرين آفريدهاند ) ( اى خدا ! عجبا در پيرامون روى محبوب آن بند كلاه است ؟ يا اينكه در اطراف ماه تابان ستارگان پروين صف بستهاند - استفهام به طريق تجاهل عارف ) ( خط سبز چهرهات را بسيار خوب و لطيف ديدم مانند اينكه از گرد عنبر و عطر به اطراف نسرين سايبان بستهاند ) ( آن حكايتها كه پيش از اين به فرهاد و شيرين نسبت دادهاند ، كلا وصف عشق من و زيبايى چهره تو بوده است ) خود تفسير كنيد .
6 - وسيلهاى را كه در نظر داريد ، خواهيد خريد و گمشده را تا چند روز ديگر خواهيد يافت .
7 - او قدرى زيرك است ، مواظب رفتار او باشيد ولى كمتر خرده بگيريد ، او از ملاحت و طنازى لذت مىبرد ، بعضى اوقات لازم است كه انسان خود را به نديدن و نشنيدن بزند ، اشكال ندارد اما كاملا مواظب آن شخص قدبلند ، ناخن بلند و گيسو كوتاه و سينه درشت باشيد .