216 - « خم ابرو »
شاهد آن نيست كه مويى و ميانى دارد * بندهء طلعت او باش كه آنى دارد
شيوهء حور و پرى گرچه لطيف است ولى * خوبى آن است و لطافت كه فلانى دارد
چشمهء چشم مرا ، اى گلِ خندان ، درياب * كه به امّيدِ تو ، خوش آبروانى دارد
خمِ ابروى تو در صنعتِ تيراندازى * بِسْتد از دست هرآنكس كه كمانى دارد
گوى خوبى كه بَرد از تو كه خورشيد آنجا * نَه سواريست كه در دست ، عِنانى دارد
دلنشان شد سخنم تا تو قبولش كردى * آرى آرى ، سخنِ عشق نشانى دارد
در رهِ عشق نشد كس به يقين محرمِ راز * هر كسى برحسبِ فكر گمانى دارد
با خراباتنشينان ز كرامات ملاف * هر سخن وقتى و هر نكته مكانى دارد
مرغِ زيرك نشود در چمنش نغمهسراى * هر بهارى كه ز دنباله خزانى دارد
مدعى گو لُغَز و نكته به حافظ مفروش * كِلكِ ما نيز بيانى و زبانى دارد
* توضيحات :
شاهد ( زيباروى ) لطيف ( دلپذير ، نغر ) لطافت ( نرمى - نازكى ) فلانى ( ضمير مبهم ، معشوق ) گل خندان ( استعاره از محبوب ) آبروان ( استعاره از اشك ) دلنشان ( آرامبخش دل ) خم ابروى ( منحنى كمان ابروى يار - استعاره مكنيه ) لغز ( معما ) مويى و ميانى ( موى مشكين و ميان باريك - كمر باريك ) آنى دارد ( لطيفهاى از زيبايى وصف ناشدنى دارد ) صنعت ( هنر ) عنان ( افسار - دهنه ) خرابات نشينان ( ساكنان ميخانه معرفت ) ملاف ( خودستايى مكن ) معنى بيت ( 3 ) ( اى گل شكفته به چشمهء چشم من عنايتى كن كه به آرزوى ديدار تو اشكش روان است ) معنى بيت ( 10 ) ( به مدعى بگو كه به لطيفهها و معماهاى خود بر حافظ فخر مكن ، قلم ما نيز گويا و خوش بيان است ( آرايه التفات ) ) .
* ترجمه :
* نتيجه تفأل :
1 - خواجه در بيت 1 و 4 و 7 زيبا فرموده است : ( آن زيبا نمىباشد كه مويى مشكين و دلربا و كمرى باريك و موقر دارد ، بلكه دلبسته به مهر رخسار كسى باش كه لطيفهاى از زيبايى دارد كه غير قابل توصيف است ) ( كمان ابروى تو در تيرافكنى بر هر كمانافكنى برترى دارد ) ( كسى در راه عشق به مبدأ هستى بىگمان آگاه راز نشد ، بلكه هركسى به اندازه فكر و برداشت خود از عشق و معرفت آگاهى و تصورى دارد ) .
2 - اگر او متناسب و خوبست جنابعالى نيز از محاسن عديدهاى برخوردار مىباشيد كه بايد ارزش و اهميت خود را دستكم نگيريد و هزاران نفر خواستار لطف و ملاحت جنابعالى هستند ولى متأسفانه شما اجازه ابراز به آنها ندادهايد ، پس با انديشه عمل كنيد كه زمان بر وفق مراد شما مىباشد و بيش از اين خود را زبون او جلوه ندهيد .
3 - از اينكه همه را محرم اسرار خود مىدانيد ، چندان كار خوبى نمىباشد زيرا سخنان شما را حمل بر غرور و تكبر مىكنند ، در حالى كه جنابعالى با خلوص نيت سخن مىگوييد ، از زندگى خوبى برخوردار هستيد ، آن را با مسايل پيشپاافتاده خراب نكنيد .
4 - اين نيت با كمى حوصله و دورانديشى و سرعت عمل و دقت كاملا قابل اجراست و جاى هيچگونه نگرانى نمىباشد ، مسافر حالش خوبست ولى در كارش گره افتاده كه بر طرف مىشود ، بيمار به حال خود مىماند ، خريدوفروش و تغيير شغل و مكان ضرورتى ندارد . ويژگيهاى جنابعالى عبارتند از :
هنرمند ، خوشگذران ، بدبين ، حساس ، غير منطقى ، رفيقباز ، زندگى كردن با او مشكل است ، اهل حاشا ، اهل مسابقه و رقابت ، دو چهره ، مخترع ، دقيق ، عاشق جمع ، حسود ، پرحرف ، اهل مبالغه .