208 - « علم نظر »
سالها دفترِ ما در گرو صَهبا بود * رونقِ ميكده از درس و دعاى ما بود
نيكىِ پير مغان بين كه چو ما بَدمَستان * هرچه كرديم ، به چشمِ كَرَمَش زيبا بود
دفترِ دانش ما جمله بشوئيد به مى * كه فلك ديدم و در قصد دل دانا بود
از بتان آن طلب ، ار حُسنشناسى اى دل * كاين كسى گفت كه در علمِ نظر بينا بود
دل چو پرگار به هر سو دَوَرانى مىكرد * واندر آن دايره سرگشتهء پابرجا بود
مطرب از دردِ محبّت عملى مىپرداخت * كه حكيمانِ جهان را مژه خونپالا بود
مىشكفتم ز طرب زانكه چو گل بر لبِ جوى * بر سرم سايهء آن سروِ سهى بالا بود
پيرِ گلرنگِ من اندر حق ازرقپوشان * رخصتِ خبث نداد ، ار نه حكايتها بود
قلبِ اندودهء حافظ برِ او خرج نشد * كه مُعامل به همه عيبِ نهان بينا بود
* توضيحات :
صهبا ( مى ) چشم كرم ( چشم گذشت ) دفتر دانش ( دفتر علم ) دوران ( چرخش ) سرگشته ( حيران ) خونپالا ( خون گريستن ) خبث ( پليدى ، بدى ) طرب ( شادى ) سرو سهى ( قامت بلند محبوب ) پير گلرنگ ( استعاره از بادهء گلفام معرفت ، شيخ محمود گلرنگ پير حافظ ) رخصت ( اجازه ) معنى بيت ( 1 ) ( ساليان دراز است كه ديوان ما در گرو شراب قرمز است و ما ملازم ميخانه هستيم و شكوه و بزرگى ميخانه معرفت از درس و راز و نيازى بود كه ما داشتيم ) معنى بيت ( 3 ) ( دفتر دانش ما را با شراب كاملا بشوييد و ما را سرمست كنيد ، زيرا روزگار با مردم دانا دشمن است و او را نامراد مىكند ) معنى بيت ( 8 ) ( پير گلرنگ من شيخ محمود كه بادهء گلگون معرفت است دربارهء صوفيان كبود جامه ، اجازه سخنچينى نداد و گرنه داستانها از آنها مىگفتم زيرا در آيين درويشى كينهتوزى روا نيست ) .
* ترجمه :
* نتيجه تفأل :
1 - خواجه در بيتهاى 4 و 5 و 6 فرمايد : ( دلا ، اگر زيبايى را شناختهاى از زيبارويان ، آن لطيفهء نهانى را كه عشق از آن خيزد ، بجوى و بخواه ، زيرا اين نكته را كسى گفت كه بصيرت و آگاهى داشت ) ( دل مانند پرگار به هر جانب گردش مىكرد و جوياى حقيقت بود ولى با اينهمه حضور قلب داشت و در عشق پابرجا بود ) ( رامشگر از سردرد و سوز عشق ، هنرنمايى مىكرد و آهنگى مىنواخت كه از تأثير آن فرزانگان جهان از مژگان خود خون مىريختند ) .
2 - اگر در راه علم و دانش و كسب فضايل گام بردارى ، انسانى معروف و مشهور خواهيد شد پس ضروريست كه اصل و ريشه خويش را بازيابى كنيد كه داراى سرشت و نسب بزرگى هستيد ، نااميدى بدترين درد است و ترديد عامل شكست مىباشد كه نبايد در محيط خانوادگى شما راه يابد .
3 - ويژگيهاى جنابعالى عبارتند از : انسان خوب ، اهل خانه ، خسيس ، خيرخواه ، اهل حاشا ، صلحجو ، اصيل ، باشرف ، پرحرف ، سخنران ، اهل مبالغه ، گاهى خوشرو و گاهى تلخ ، دعوايى ، مجلسآرا ، عاشق همسر و زندگى خوب ، حساس ، دلپذير ، با اين ويژگيها حيف نيست بر آرزوهاى بلند خود جامهء عمل نپوشانيد پس با تلاش و سرعت عمل و علاقه و اراده به زودى پيروز مىشويد ؟ !
4 - در خانواده از موقعيت خوبى برخورداريد ، كمتر به شما ايراد و اشكال مىگيرند و بيشتر شما را تأييد مىكنند پس لازم است با فكر و انديشه عمل كنى ، مسافر مىآيد و يا هديهاى مىفرستد ، خريدوفروش خوبست اما ازدواج مقدماتش فراهم نشده است ، چيزى كه مىخواستيد تهيه كنيد به زودى تهيه مىشود ، شغل مهمى به دست مىآوريد 5 فرزند در طالع داريد . از نظر فرزند نگران نباشيد ، عملى مىگردد ، مواظب او باشيد كه جديدا دچار سردرگمى شده و نياز مبرم به تشويق و مراقبت دارد ، او بر سر دو راهى است ، شما مىتوانيد به او كمك كنيد ، پس اقدام نماييد .