200 - « پيش تو »
روشنىِ طلعتِ تو ، ماه ندارد * پيشِ تو ، گل رونق گياه ندارد
گوشهء ابروى توست ، منزل جانم * خوشتر از اين گوشه ، پادشاه ندارد
ديدم و آن چشمِ دلسيه كه تو دارى * جانبِ هيچ آشنا نگاه ندارد
رَطلِ گرانم ده ، اى مريدِ خرابات * شادى شيخى كه خانقاه ندارد
تا چه كند با رخِ تو دودِ دلِ من ؟ * آينه دانى كه تابِ آه ندارد
خون خور و خامش نشين كه آن دلِ نازك * طاقتِ فريادِ دادخواه ندارد
نى من تنها كشم تطاولِ زلفت * كيست كه او داغ اين سياه ندارد ؟
شوخى نرگس نگر كه پيش تو بشكفت * چشم دريده ، ادب نگاه ندارد
گو برو و آستين به خونِ جگر شوى * هركه درين آستانه راه ندارد
حافظ اگر سجدهء تو كرد ، مكن عيب * كافرِ عشق اى صنم ، گناه ندارد
* توضيحات :
طلعت ( صورت ) رطل ( پيمانه ) رطل گران ( قدح بزرگى پر از باده ) دود دل ( آه ) چشم دريده ( گستاخ ) خونخور ( غصهخور - ساكت باش ) سياه ( زلف مشكين ) رونق ( خوبى - رواج ) تطاول ( دستدرازى - ظلم ) شادى شيخ ( براى شادى يك شيخ ) معنى بيت ( 8 ) ( گستاخى نرگس را ببين كه در برابر تو باز مىشود ، آن گستاخ ، ادب را رعايت نكرد ) معنى بيت ( 9 ) ( هر آن كسى كه به درگاه عشق تو راه نيابد به او بگو كه از عدم محروميت بايد خون گريه كند ) .
* ترجمه :
* نتيجه تفأل :
1 - خواجه در بيتهاى اول و پنجم و دهم به ترتيب فرمايد :
( ماه به فروغ چهرهء تو نيست و در پيش روى تو گل جلوهء گياهى هم ندارد ) ( نمىدانم كه آه سينهسوز من با چهرهء درخشان تو چه خواهد كرد ، مسلم بدانكه آينه قدرت پايدارى در مقابل آه را ندارد ، و تيره و كدر مىشود ، پس از دود دلم پرهيز كن ) ( اى بت من ، اگر حافظ تو را بپرستد و به تو سجده كند ، جاى خردهگيرى نمىباشد ، زيرا به سبب عشق از دين برگشته و جز معشوق معبودى نمىبيند پس گناهى بر او نيست ) تو خود حديث مفصل بخوان از اين سه معنى .
2 - چنان به فكر اين نيت هستى كه چشم عقل و خرد خود را بستهاى ، بهطورىكه فريب دادن جنابعالى در اين موقعيت بسيار سهل و آسان است و او از همين موقعيت به خوبى بهره مىگيرد ، درحالىكه اصالت خانوادگى به شما حكم مىكند با دورانديشى بيشترى عمل كنيد و بهانه به دست او ندهيد ، پس جدا از شتاب و عجله پرهيز كنيد و با شخصى آگاه و عالم در اينباره مشورت كنيد كه به صلاح شما مىباشد زيرا راه طولانى و رقيبان زيادى داريد .
3 - ويژگى روحى جنابعالى عبارتست از : ناآگاه به امور در مواقعى ، خوشبيان ، خوشبين ، بدپيله ، صلحجو ، باسليقه ، شيكپوش ، مطّلع ، ثابتقدم ، سخاوتمند ، اهل حاشا ، شوخ و بامزه ، خودبين ، زرنگ ، انتقامجو ، دلربا .
4 - اين نيت را با سياست و حوصله مىتوانيد عملى سازيد ، مسافر حالش خوبست ، قدرى از شما رنجيده ، پدر و مادر را محبت كنيد ، نذر خود را ادا كنيد و سوره مباركه « الرعد » را با معنى و حضور قلب بخوانيد كه گشايش حاصل مىشود .
5 - خواجه در بيتهاى 2 - 3 - 4 به ترتيب فرمايد : ( منزل جان و روح من گوشهء ابروى توست و به گوشهاى بهتر از اين هيچ پادشاهى مالك نيست ) ( آن چشم آدمكش و دل سياه را كه تو دارى به طرف هيچ آشنايى نگاه نمىكند ) ( اى اسير ميخانه قدحى بزرگ كه مملو از شراب باشد بده تا به شادى شيخى كه صاحب خانقاه نيست بياشامم ) . خود تفسير كنيد .