159 - « طريق عشق »
چو دست در سرِ زلفش زنم ، به تاب رود * ور آشتى طلبم ، با سر عتاب رود
چو ماهِ نو رهِ نظّارگان بيچاره * زند به گوشهء ابرو و در نقاب رود
شبِ شراب ، خرابم كند به بيدارى * و گر به روز شكايت كنم ، به خواب رود
طريقِ عشق پرآشوب و آفت است ، اى دل * بيفتد آنكه درين راه ، با شتاب رود
حباب را چو فتد بادِ نخوت اندر سر * كلاهدارىاش اندر سرِ شراب رود
گدايىِ درِ جانان ، به سلطنت مفروش * كسى ز سايهء اين در ، به آفتاب رود
دلا ! چو پير شوى حُسن و نازكى مفروش * كه اين معامله ، در عالم شباب رود
سوادنامهء موىِ سياه چون طى شد * بَياض كم نشود ، ور صد انتخاب رود
حجابِ راه تويى حافظ از ميان برخيز * خوشا كسى كه درين پرده ، بىحجاب رود
* توضيحات :
عتاب ( سرزنش ) نظاره ( تماشاگر ) طريق ( راه ) شب شراب ( شبى كه باده نوشيدهام ) نخوت ( سستى - غرور ) سواد ( سياهى اطراف شهر - طومار ) بياض ( پاكنويس - سفيدى ) صد انتخاب رود ( صد گونه كوشش شود ) آفتاب ( كمال و بلندى ) شباب ( جوانى ) بىحجاب رود ( پاك و خالص ) معنى بيت ( 1 ) ( همينكه به گيسوى محبوب دست برسانيم ناراحت مىشود و اگر مهر و سازگارى بجويم پرخاش مىكند ) معنى بيت ( 2 ) ( با گوشهء ابروى هلالى خود رهزن دل تماشاچيان درمانده مىشود . آنگاه رخ در حجاب پنهان مىسازد ) معنى بيت ( 9 ) ( اى حافظ ، غرور و خودخواهى تو ، تو را از سپردن راه حق بازمىدارد ، چه خوش است حال آنكه در پيمودن اين راه پردهء غرور را بردارد و از خود فانى گردد تا به مقام برسد ) .
* ترجمه :
* نتيجهء تفأل :
1 - هر كارى بكنى ، او ناز و كرشمه مىكند و بهانهاى ديگر مىآورد ، علتش توجه بىاندازهء شما به او مىباشد ، پس قدرى خوددار باش و براى مدت يك ماه از محبت خود بكاهيد تا ارزش كارهاى شما را بداند .
2 - طورى وانمود كنيد كه ديگر مايل به ملاقات نمىباشيد ، تا او به خود بيايد ، شايد اولين دفعه عكس العمل نشان دهد ولى جنابعالى جا نزنيد و از ميدان خارج نشويد و دست خود را رو نسازيد .
3 - او آدم عاقل و خيلى باهوشى است ، فقط دمدمىمزاج و بلهوس مىباشد ، پس بهترين راه همانست كه گفتم يعنى مدارا كنيد تا سرش به سنگ بخورد .
4 - گمشده خود را مىيابيد ، تغيير شغل صلاح نمىباشد ، تغيير مكان جايز نيست ، خريد خوب است ولى فروش سودمند نمىباشد .
5 - كسى از شما رنجيده ، او مستجابالدعوه است لطفا دل او را بدست آوريد كه سودمند است .
6 - ويژگيهاى جنابعالى : جذاب و دلربا ، خوشگذران ، ناز و ملوس ، دوستداشتنى ، اصيل ، باشخصيت ، باسليقه ، منطقى ، خسيس ، رفيقباز ، گريان ، باهوش ، سازشكار ، زيردستنواز ، صلحجو و زودرنج ، لطفا اگر درست گفتم : اولا مرا دعا كنيد ، ثانيا خواندن كتاب را به سايرين حتما توصيه كنيد .
7 - بيمار شفا مىيابد ، از مسافر خبرى دريافت مىكنيد ، حتما موفق مىشويد ، هديهاى دريافت مىكنيد پس نذر خود را ادا كنيد تا مسافر شما به سلامت باشد .
8 - گردنبند عشق و مهر و محبت بر گردن شماست و مىتوانيد همه را اسير و برده خويش سازيد پس نگران نباشيد و به زندگى درخشان و اميدبخش خود لبخند بزنيد و نگران نباشيد .
9 - رنگ ليمويى علاوه بر برازندگى شما داراى مفهوم آگاهى و خودآگاهى شماست كه از دريچهء عقل و سنجش و منطق به زندگى نگاه مىكنيد در آينده به زندگى زياد لبخند خواهيد زد .