مقدمه
عشق و شباب و رندى مجموعهء مراد است * چون جمع شد معانى گوى بيان توان زد
حافظ ، با آن روح بلند و مفاهيم الهى گونه و غزليات ناب عرفانى ، هر خوانندهاى را دعوت به بوستان عشق و سرمستى مىكند ، پس هركس با هر سليقهاى ، وارد باغ و گلزار هميشه پرطراوت عشق و دلدادگى و شور و شيفتگى وى گردد : دسته ، دسته گلهاى رنگارنگ سرخ و سفيد و ارغوانى با بوهاى متنوع بهشتى مىچيند ، هديه اصحاب را .
باغ و گلستان شمس الدين محمد حافظ چنان ، طراوت و تازگى دارد كه اگر در شب و روز ، در هر فصل و زمانى آن را بگشايى ، منظرهء دلفريب و مستكنندهء دلدادگى و شيدايى زيبائيهاى جهان هستى را مشاهده خواهى كرد و از چشمهء هميشهء جوشانش ، مىتوانى روح تشنه و عطشآلود را سيراب كنى و از كوثر كلامش جان را صفا و تازگى بخشى .
حافظ بىريا بر سفره دلت مىنشيند و رازهاى درونت را مىشنود و با زبان غزل ، پاسخ مىگويد و آفتاب اميد و آرزو و خواستن و عشق و سرمستى را بر خانه و كاشانهات مىتاباند ، هرچند بىذوق و يا كمذوق باشى با خوردن اولين قطرات زلال آب كوثر عشق و عرفانش سرمست مىشوى ، به نحوى كه ، خود را در اقيانوس واژهها و مفاهيمش شناور مىبينى و موج از پس موج آبهاى زلال درياى عرفان و عشق ، انسان را دربر مىگيرد ، بهطورىكه در درياى هميشه مواج كلامش به شناى عشق مىپردازى .
پس هركس مىخواهد با حافظ راز و نياز كند و اسرار دل را برايش فاش سازد ، بايد ابتدا در درياى مفاهيمش وضوى عشق بگيرد و از سه ديدگاه او را مورد مطالعه قرار دهد تا شناختى ناقص نداشته باشد و بداند ، كتاب مقدسى را در پيش روى دارد ، كه بايد با معرفت به حريم عشق و عرفان او وارد شود . آن سه معرفت عبارتند از :
1 - شناخت و آگاهى از زندگى فردى و اجتماعى و محيط نشو و نماى او .
2 - شناخت و آگاهى از ويژگيها و سبك و سياق اشعار او .
3 - شناخت و آگاهى هرچند اندك از انديشههاى عرفانى او .