60 - « مست بادهء ازل »
درين زمانه رفيقى كه خالى از خلل است * صُراحىِ مىِ صاف و سفينهء غزل است
جريده رو كه گذرگاه عافيت ، تنگ است * پياله گير كه عمر عزيز بىبَدَل است
نه من ز بىعملى در جهان ملولم و بس * ملالتِ علما هم ز عِلمِ بىعمل است
به چشمِ عقل درين رهگذارِ پرآشوب * جهان و كارِ جهان بىثَبات و بىمحل است
دلم اميدِ فراوان به وصلِ روىِ تو داشت * ولى اجل به رِه عمر رهزنِ امل است
بگير طرّهء مَهْچهرهاى و قصّه مخوان * كه سعد و نحس ز تأثيرِ زُهره و زُحَل است
به هيچ دور نخواهند يافت هشيارش * چنين كه حافظِ ما مستِ بادهء ازل است
* توضيحات :
سفينه ( كشتى - دفترى كه شيرازهاش در امتداد عرض باشد - دفتر شعر ) جريده ( دفتر - برى بودن از علايق ) عافيت ( دفع بلا كردن ) بىمحل ( بىقدر و اعتبار ) امل ( آرزو ) ناب ( خالص ) به چشم عقل ( در چشم عاقل ) سعد ( خوشبختى ) نحس ( نامبارك ) دور ( زمان ) معنى بيت ( 1 ) ( در اين زمانه رفيقى كه خالى از هرگونه خلل و بىضرر باشد ، يافت نمىشود بلكه دوستان حقيقى عبارتند از يك شراب صاف و يك دفتر غزل ) معنى بيت ( 5 ) ( دلم به وصل روى تو خيلى اميدها داشت اما در طريق زندگى اجل ، اميدها را بر باد مىدهد ) معنى بيت ( 6 ) ( دست به گيسوى يار زيبا برسان و اين افسانه را ديگر مگو : خوشبختى و بدبختى از اثربخشى ناهيد اختر سعد و كيوان ستاره نحس است ) معنى بيت آخر : ( بدين گونه كه حافظ مست بادهء محبت از روز ازل شده است ، ديگر در هيچ زمانى به هوش نخواهد آمد ) .
* ترجمه :
* نتيجهء تفأل :
1 - لسان الغيب در بيت دوم به جنابعالى يادآور مىشود كه ( سبكبار راه زندگى را طى كن تا از معبر باريك بلا به ايمنى و سلامت بتوانى گذشت ، مقصود آنكه اگر تندرستى مىخواهى ، خود را از تعلقات دنيوى دور كن و باده بنوش كه فرصت گرامى عمر اگر از دست برود ، چيزى جانشين آن نتواند شد ) . اين بيت با نيت و فال شما سازگارى دارد ، پس اى عزيز ، زندگى را به مصرفگرايى و زياد و كم داشتن بيهوده از دست مده زيرا چه بسيارند كه به زندگى شما حسادت مىورزند ، بدانكه چشم و همچشمى زهر كشنده زندگى شماست ، از آن دورى كنيد .
2 - در اين دنياى وانفسا كه هركس به فكر خود مىباشد ، رفيق و دوست يكرنگ و باوفا كم پيدا مىشود ، پس خيلى سختگير نباشيد ، اگر كسى 50 % محاسنى را كه لازم داريد ، دارا باشد براى انتخاب زندگى خوبست .
3 - از سخنان كسى ناراحت شدهايد ، جاى نگرانى نيست زيرا شعورش بيش از اين نمىباشد و ارزش واقعىتان را نمىداند ، خوبست با او معاشرت نكنيد .
4 - بيمار شفا نمىيابد ، سفر كرده فعلا نمىآيد ،
طلاق حتمى است ولى براى ازدواج زود است ، خريد را توصيه نمىكنم ولى فروش هم چندان سودى ندارد ، موفقيت بزرگى در علم و دانش مىتوانيد داشته باشيد به شرط آنكه ترديد را كنار بگذاريد و بر تلاش خود بيفزاييد زيرا انسانهاى موفق از اوقات و انديشه ديگران به خوبى بهره مىگيرند و به موقع به كار مىبندند .
5 - به زودى مژدهاى ، خبر موفقى يا پولى به دست مىآوريد ولى بر اثر بىمبالاتى آن را از دست مىدهيد كه موجب افسوس شما مىشود پس بايد كاملا دقت كنيد .
6 - برنده مىخواهد ، مورد احترام ديگران باشد اما ذهنش را درگير آن كار نمىكند اما بازنده : براى رسيدن به اين هدف ، دست به هر كارى مىزند اما سرانجام با شكست روبهرو مىشود ، و به هدفش نمىرسد . شما چطور ؟ ! !