11 - « مُحِبّان بادپيما »
صبا ! به لطف بگو آن غزالِ رعنا را * كه سر به كوه و بيابان ، تو دادهاى ما را
شكرفروش كه عمرش دراز باد ، چرا * تفقّدى نكند طوطى شكرخا را ؟
غرورِ حُسن اجازت مگر نداد ، اى گل * كه پرسشى بكنى عندليبِ شيدا را
به خُلق و لطف توان كرد صيدِ اهلِ نظر * به بند و دام نگيرند مرغِ دانا را
چو با حبيب نشينى و بادهپيمايى * به ياد دار ، مُحِبّانِ بادپيما را
ندانم از چه سبب رنگِ آشنائى نيست * سَهىقدانِ سيهچشمِ ماه سيما را
جز اين قدر نتوان گفت در جمال تو عيب * كه وضعِ مهر و وفا نيست روىِ زيبا را
در آسمان نه عجب گر به گفتهء حافظ * سماعِ زهره به رقص آورد مسيحا را
* توضيحات :
غزال رعنا ( استعاره از محبوب زيبا ) شكرفروش ( استعاره از يار شيرينلب ) طوطى شكرخا ( استعاره از شاعر شيرينسخن ) مگر ( همانا ) شيدا ( شيفته ) عندليب شيدا ( استعاره از عاشق سرگشته ) رنگ آشنايى ( شيوه دوستى و مهر ) سهىقدان ( راست قامتان ) بادهپيمايى ( بادهخورى ) غرور ( گول خوردن ) عندليب ( بلبل ) توان كرد ( توان كردن ) وضع ( قانون ) معنى بيت ( 1 ) ( اى صبا با مهر و محبت به آن محبوب زيبا بگو كه ما را آواره و سر به كوه و بيابان از عشق خود كردهاى ) معنى بيت ( 2 ) ( دلبر نوشينلب و شكردهان كه زندگى او دراز باد ، چرا از طوطى گوياى خود - اين شاعر شيرين سخن - دلجويى نمىكند و با مهر و محبت از حال او نمىپرسد ) .
* ترجمه :
* نتيجهء تفأل :
1 - واقعا خيلى شيفته و شيداى اين انديشه و فكر شدهاى به طورى كه قرار و آرام ندارى و در همهء احوال به ياد و انديشه او هستى ولى بدانكه اين نيت اولا با توكل به خدا ثانيا با حوصله و شكيبايى حتما عملى است و جاى هيچگونه نگرانى نمىباشد ، فقط شما قدرى عجله داريد .
2 - شما با تمام حواس متوجه اين موضوع و او هستيد و همه چيز را فراموش كردهاى ، تمام فكر و انديشهات در تسخير و بدست آوردنش مىباشد ، اما توجه داشته باش كه همه با مال و ثروت نرم نمىشوند و شما بيش از اندازه از مردم انتظار داريد ، لطفا قدرى توقع خود را پايين بياور و سعى كن در كسب تحصيل و علم و دانش روز ، گام بردارى كه موفق مىشوى .
3 - صبر عامل پيشرفت شماست ، وسواس را از بين ببر ، از آن دوستى كه موى بلند و ابروان كشيده و قدى كوتاه دارد ، جدا برحذر باش كه نسبت به شما حسادت دارد ، همسرتان خيلى شما را دوست دارد ، قدر او را بدانكه هر 5 انگشت يكسان نيست .
4 - مسافر مىآيد ، خبر خوبى مىشنوى ، مسافرت صلاح نيست اما فروش خوبست ولى از خريد خوددارى كنيد .
5 - چيزى پيدا مىكنيد كه موجب پيشرفت و خوشحالى شما مىشود ، نذرى كه كردهاى ، ادا كن و اين هفته خوابى خوش مىبينى براى كسى تعريف مكن ، تنها براى آنكه خيلى دوستش دارى تعريف كن كه لذت ببرد .
6 - جواب نيت شما را حافظ در بيت آخر داده و مىگويد :
شگفت نيست كه ناهيد ، رامشگر آسمان ، با سرودى از حافظ حضرت مسيح را در فلك چهارم به وجد و نشاط درآورد و بر سماع برانگيزد .
7 - شما خيلى خوب ، دلربا ، مهربان ، خوشقلب ، بخشنده هستى ولى كسى قدر شما را نمىداند و دستتان نمك ندارد .
8 - اين را مىدانى كه وقتى برندهاى مرتكب اشتباه مىشود مىگويد واقعا خودم اشتباه كردم اما وقتى بازنده مرتكب اشتباه مىشود مىگويد : تقصير من نبود .
9 - به قول بيت هفتم : عزيزم : تنها خردهاى كه بر حسن و نيكويى تو مىتوان گرفت ، اين است كه شيوهء مهربانى و وفاى به عهد را نمىشناسى ! مىدانى چرا ؟ براى اينكه زيبا و مغرورى ؟ !