191
282 [ ببرد از من قرار و طاقت و هوش ]
277 1
ببرد از من قرار و طاقت و هوش * بت « 1 » سنگيندل سيمينبناگوش
1 2
نگارى چابكى شنگى كلهدار « 101 » « 2 » * ظريفى « 3 » مهوشى تركى قباپوش
2 3
ز تاب آتش سوداى عشقش * بسان ديگ دايم مىزنم جوش
3 4
چو پيراهن شوم آسوده خاطر * گرش همچون قبا گيرم در آغوش
4 5
اگر پوسيده گردد استخوانم * نگردد مهرت « 4 » از جانم فراموش
5 6
دل و دينم دل و دينم ببردست « 5 » * بر و دوشش بر و دوشش بر و دوش
6 7
دواى تو دواى تست حافظ * لب نوشش لب نوشش لب نوش
7
283 [ سحر ز هاتف غيبم رسيد مژده به گوش ] « 103 »
278 1
سحر ز هاتف غيبم رسيد مژده به گوش * كه دور شاه شجاعست مى دلير بنوش
1 2
شد آنكه اهل نظر بر كناره مىرفتند * هزار گونه سخن در دهان و لب خاموش
2 3
بصوت « 6 » چنگ بگوئيم آن حكايتها * كه از نهفتن آن ديگ سينه مىزد جوش
3 4
شراب خانگى ترس محتسب خورده * به روى يار بنوشيم و بانگ نوشانوش
4 5
ز كوى ميكده دوشش بدوش مىبردند * امام شهر « 7 » كه سجّاده مىكشيد بدوش
5 6
دلا دلالت خيرت كنم به راه نجات * مكن بفسق مباهات و زهد هم مفروش « 102 »
6
پاورقی
( 101 ) نگارى كلهدار ( ر ك ف ) .
( 102 ) مكن به فسق مباهات . . . ( دليل حاكم ) .
( 103 ) ساده و فوق متوسط
( 1 ) . بتى ، شيرينلبى ،
( 2 ) . پريوش
( 3 ) . حريفى
( 4 ) . مهرش
( 5 ) . ببردهست
( 6 ) . به بانگ چنگ
( 7 ) . امام خواجه