و درود بىكران و تحيّات بىپايان بر ارواح طيّبه و اشباح طاهرهء جماهير آل و اصحاب و مشاهير رجال و احباب او باد « ( 1 ) » كه سمند خوشخرام عبارت و رخش تيزگام مجاز و استعارت را زين تزيين برنهاده ، و در ميدان بيان جولان نموده ، و بچوگان فصاحت و بلاغت گوى هنرورى و سخندانى از مصاقع « ( 2 ) » خطبا و ادباء اقاصى و ادانى در ربودند ، تا صداى صيت رسالت و نداى صوت جلالت محمّد رسول اللّه و الذين معه اشدّاء على الكفّار « ( 3 ) » به گوش هوش فصحاء اطراف عالم و بلغاء اكناف امم رسانيدند سنان « ( 4 ) » لسان و تيغ بيان و الشعراء يتّبعهم الغاوون « ( 5 ) » از هيبت جلال نبوّت در غمد كلال و نبوت « ( 6 ) » بماند ، و مشاهير صفّ قتال « ( 7 ) »
يرمون بالخطب الطّوال و تارة * وحى الملاحظ خيفة الرّقباء « ( 8 ) »
هامش
( 1 ) در بعضى نسخ جديده در اينجا بيت ذيل را علاوه دارند : هزار آفرين از جهانآفرين بر اولاد و احفاد او اجمعين ،
( 2 ) مصاقع جمع مصقع است بكسر ميم و فتح قاف بمعنى بليغ و فصيح يا بلندآواز يا مردى كه در نماند در سخن و بسته نشود به روى كلام ( منتهى الارب ) ،
( 3 ) آيهء 29 از سورهء 48
( 4 ) چنين است بدون واو عاطفه در نسخ قديمه و همان صواب است و اين جمله جواب « تا صداى صيت رسالت الخ » است ، بعضى نسخ : و سنان ( با واو عاطفه ) ، و آن تحريف است ظاهرا
( 5 ) آيهء 224 از سورهء 26
( 6 ) نبوّت در مورد اوّل بضمّ نون و ضمّ باء موحّده و فتح واو مشدّده است يعنى پيغمبرى ، و غمد بكسر غين معجمه و سكون ميم و در آخر دال مهمله بمعنى نيام شمشير است ، و كلال بفتح كاف بمعنى كندى و ماندگى است يقال كلّ السّيف
و اللّسان و البصر كلالا يعنى كند گرديد شمشير يا زبان يا بينائى ، و نبوت در مورد دوّم بفتح نون و سكون باء موحّده و فتح واو بمعنى بازماندن شمشير است از كار يقال نبا السّيف عن الضّريبة نبوا و نبوة يعنى بازجست تيغ از زخمگاه و كار نكرد ( منتهى الأرب )
( 7 ) . چنين است در ى و حن ، در اغلب نسخ اين سه كلمه بسيار محرّف و فاسد است
( 8 ) اين بيت را جاحظ در اوايل كتاب بيان و تبيين ( چاپ مصر سنهء 1332 ج 1 ص 26 ) و ابن عبد ربّه در فصل خطب از كتاب عقد الفريد ( چاپ مصر سنهء 1305 ج 2 ص 125 ) به ابو داود بن جرير ايادى نسبت دادهاند در وصف خطباء قبيلهء اياد از قبايل عرب كه مشهور به كثرت خطبا و فصاحت و بلاغت بودهاند ، و سپس جاحظ بلافاصله بعد از آن گويد : « فذكر المبسوط فى موضعه و المحذوف فى موضعه و الموجز و الكناية و الوحى باللّحظ و دلالة الاشارة » ، - و وحى بمعنى كلام خفىّ و اشاره به سخن پوشيده است ، و ملاحظ بفتح ميم جمع ملحظ است مصدر ميمى از لحظه و لحظ اليه يعنى بدنبال چشم بسوى او نگريست ، و خيفة بكسر خاء مصدر خاف يخاف خوفا و خيفة و مخافة است بمعنى ترسيدن ، و حاصل معنى بيت آنكه گاه خطبههاى طويل ادا مىنمايند و گاه كلام خفى و سخن پوشيده و اشاره بدنبال چشم از ترس رقيبان ، - اين بيت عربى را در بعضى از نسخ چاپى ندارد