تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 924

مساهمون:

ص٩٢٤

365

اين چه شوريست كه در دور قمر مىبينم ( 1 ) * همه آفاق پر از فتنه و شر مىبينم ( 2 )
هر كسى روز بهى مىطلبد از ايام * علت آن است كه هر روز بتر مىبينم ( 3 )
ابلهان را همه شربت ز گلاب و قندست ( 4 ) * قوت دانا همه از خون جگر مىبينم
اسب تازى شده مجروح به زير پالان * طوق زرّين همه بر گردن خر مىبينم
دختران را همه در جنگ و جدل با مادر * پسران را همه بدخواه پدر مىبينم ( 5 )
هيچ مِهرى نه برادر به برادر دارد ( 6 ) * هيچ شفقت نه پدر را به پسر مىبينم
پند حافظ بشنو : « خواجه ! برو نيكى كن » : * كه من اين پند ، بِه از دُرّ و گهر مىبينم ( 7 )
ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 924 | شمس الدين حافظ