پرش به محتوای اصلی

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحه 958

پدیدآورندگان:

ص۹۵۸

380

خيز تا خرقهء صوفى به خرابات بريم ( 1 ) * شطح و طامات به بازار خرافات بريم
سوى رندان قلندر به ره‌آورد سفر * دلق بسطامى و سجادهء طامات بريم
تا همه خلوتيان جام صبوحى گيرند * چنگ صبحى به در پير مناجات بريم
با تو آن عهد كه در وادى ايمن بستيم * « همچو موسى ارنىگوى به ميقات بريم ( 2 )
كوس ناموس تو بر كنگرهء عرش زنيم * علم عشق تو بر بام سماوات بريم
خاك كوى تو به صحراى قيامت فردا * همه بر فرق سر از بهر مباهات بريم
ور نهد در ره ما خار ملامت زاهد * از گلستانش به زندان مكافات بريم
شرممان باد ز پشمينهء آلودهء خويش * گر بدين فضل و كرم ( 3 ) نام كرامات بريم
قدر وقت ار نشناسد دل و كارى نكند * بس خجالت كه ازين حاصل اوقات بريم
ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحه 958 | شمس الدين حافظ