20
اى نسيم سحر آرامگه يار كجاست ( 1 ) * منزل آن مه عاشقكش عياّر كجاست
شب تار است و ره وادى ايمن در پيش * آتش طور كجا موعد ديدار كجاست
هر كه آمد به جهان نقش خرابى دارد * در خرابات مپرسيد ( 2 ) كه هشيار كجاست
آنكس است اهل بشارت كه اشارت داند * نكتهها ، هست بسى محرم اسرار كجاست
هر سر موى مرا با تو هزاران كارست * ما كجائيم و ملامتگر بيكار كجاست
عاشق خسته ز درد غم هجران تو سوخت * خود نپرسى تو كه آن عاشق غمخوار كجاست ( 3 )
بازپرسيد ز گيسوى شكن در شكنش * كاين دل غمزده سرگشته گرفتار كجاست
عقل ديوانه شد آن سلسلهء مشكين كو * دل ز ما گوشه گرفت ابروى دلدار كجاست
باده و مطرب و گل جمله مهياست ولى : * عيش بىيار مهنا نبود يار كجاست ( 4 )
دلم از صومعه و صحبت شيخ است ملول * يار ترسا بچه كو ؟ خانهء خمار كجاست ( 5 )
حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج * فكر معقول بفرما گل بىخار كجاست ؟ .