پرش به محتوای اصلی

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحه 498

پدیدآورندگان:

ص۴۹۸

202

« بود آيا كه » در ميكده‌ها بگشايند * « گره از كار فروبستهء ما بگشايند » ( 1 )
اگر از بهر دل زاهد خودبين بستند * دل قوى دار كه از بهر خدا بگشايند
به صفاى دل رندان كه صبوحىزدگان * بس در بسته به مفتاح دعا بگشايند
نامهء تعزيت دختر رز بنويسيد * تا حريفان همه خون از مژه‌ها بگشايند ( 2 )
گيسوى چنگ ببرّيد به مرگ مى ناب * تا همه مغبچگان زلف دو تا بگشايند ( 3 )
درِ ميخانه ببستند ، خدايا مپسند * كه درِ خانهء تزوير و ريا بگشايند
حافظ اين خرقه كه دارى تو ! ببينى فردا : * كه چه زنّار ز زيرش به دغا بگشايند ( 4 ) ! .
ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحه 498 | شمس الدين حافظ