تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 953

مساهمون:

ص٩٥٣

[ شرح ] غزل 461

بيت 1 : كتبت : نوشتم - داستان اشتياق به ديدار دوست را با سرشك نوشتم و گفتم بيا كه از غم دورى تو جانم به لبم رسيده است . بيت 2 : بسا : بارها - بارها از شدت شوق ديدار تو ، خطاب به چشمانم گفته‌ام ، اى جايگاه دلدار ! پس صاحب‌خانه كجاست ؟ چرا در منزلش نيست ؟ ( منظور اين است كه چشمان حافظ منزل معشوق است . ) بيت 3 : انا اصطبرت قتيلا : من كه كشته عشقم ، شكيبايى ورزيده‌ام . شگفت واقعه‌اى است ؛ من كه كشته عشق دلدارم ، شكيبايى ورزيده‌ام و زبان به شكوه نگشوده‌ام ولى قاتل من ( معشوق ) از دست من شاكى است ؟ ! بيت 4 : كه را رسد . . . : چه كسى جرأت آن را دارد كه از دامن پاك تو عيب‌جويى كند . تو در پاكى ، مانند ژاله‌ى نشسته بر روى گل هستى . بيت 5 : آب : خرمى و صافى و رنگ و بوى و طراوت لاله : گلى زيبا به رنگ‌هاى مختلف كلك صنع : قلم آفرينش آبى و خاكى : منظور آدمى است كه از خاك و آب مخلوط به هم يعنى گل درست شده است . هنگامى كه قلم آفرينش ، طرح آفريدن آدم را مىكشيد ( و يا كشيد ) از غبار خاك پاى تو خرمى و طراوت را به گل‌ها داد . بيت 6 : صبا : نسيم بهارى عبيرافشان : عطرافشان عبير : دارويى خوش‌بو و هات : بياور - باد بهارى عطرافشان ( عبيرآميز ) شد . ساقى ! تو هم با آوردن شراب ناب و خوش‌بوى انگورى دماغ ما را معطر كن . بيت 7 : دع : ترك كن . - تنبلى را كه آفت آينده‌ى تو است . كنار بگذار تا از نعمت‌هاى زندگى بهره‌مند شوى كه گفته‌اند : « زاد راه پويندگان راه عشق ، چستى و چالاكى است » . بيت 8 : شمايل : چهره‌ى زيبا ، جمال ارى : مىبينم - دور از چهره‌ى زيباى تو اثرى از من باقى نمانده است ؛ بيا تا تن مرده‌ام را جانى تازه بخشى . بيت 9 : نطق زند : دم بزند . - حافظ چگونه مىتواند تو را كه مانند امور آفرينش ماوراى درك و تصورى وصف كند . ( نتوان وصف تو گفتن كه تو در وصف نيايى « سنايى » )
ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 953 | شمس الدين حافظ