[ شرح ] غزل 289
بيت 1 : مجمع : جميع عذار چو مهش : چهرهى همچون ماهش
بيت 2 : شرع : دستور دينى
دلدارم نوجوانى است بسيار زيبا كه به حد بلوغ شرعى نرسيده و با رفتار بچهگانهاش ، روزى مرا خواهد كشت و به علت خردسالى بر طبق قوانين شرع بىگناه محسوب مىشود .
بيت 3 : من همان به كه . . . : بهتر آن است كه دلم را تسليم او نكنم ، زيرا نوجوانى است بىتجربه ، عاشق را از بلهوس تشخيص نمىدهد و خلاصه اين كه اين بچه ، دل نگه دار نيست .
بيت 4 : چشم سيه : به ايهام ، سيهدل
گرچه از لبان شكرينش هنوز بوى شير مىآيد ، ولى از ناز و غمزهء چشم سياه دلش ، قطرهقطره خون مىچكد . يعنى با شمشير ناز و غمزهء چشمانش ، عشاق بسيارى را به خاك و خون كشيده است !
بيت 5 : بت : منظور معشوق بسيار زيباست كه عاشق ديوانه او را مىپرستد .
مه چهارده : ماه شب چهارده ، بدر .
محبوب چهاردهسالهاى من آن قدر زيبا و دلرباست كه ماه شب چهارده كه نماد زيبايى است ، با جان و دل حلقهى غلامى او را به گوش كشيده است .
بيت 6 : از پى : به دنبال آن گل نورسته : منظور ، دلدار جوان زيباست
خداوندا ، نمىدانم دل سرگشته و آوارهى من به دنبال آن دلدار نوجوان به كجا رفته است ، مدتى است از او ( دل ) بىخبرم .
بيت 7 : قلب : به ايهام ، قلب سپاه ( قلب سپاه را شكستن ؛ رخنه كردن به داخل محل حساس صف دشمن كه منجر به شكست آن بشود . ) جاندارى : حفظ جان ، محافظ
دلدار نوجوان من اگر اين گونه بتواند در قلب سپاه دشمن نفوذ كند ، پادشاه او را به عنوان گارد و محافظ خود انتخاب خواهد كرد .
بيت 8 : دانه درّ : دردانه ، مرواريد درشت صدف سينه : سينهى حافظ به صدف مرواريد تشبيه شده است .