غزل 1 [ الا يا ايها الساقى ادر كاسا و ناولها ]
1 الا يا ايها الساقى ادر كاسا و ناولها * كه عشق آسان نمود اول ولى افتاد مشكلها
2 به بوى نافهاى كآخر صبا زان طره بگشايد * ز تاب جعد مشكينش چه خون افتاد در دلها
3 مرا در منزل جانان چه امن عيش چون هر دم * جرس فرياد مىدارد كه بربنديد محملها
4 به مى سجاده رنگين كن گرت پير مغان گويد * كه سالك بىخبر نبود ز راه و رسم منزلها
5 شب تاريك و بيم موج و گردابى چنين هايل * كجا دانند حال ما سبكباران ساحلها
6 همه كارم ز خودكامى به بدنامى كشيد آخر * نهان كى ماند آن رازى كز او سازند محفلها
7 حضورى گر همىخواهى از او غايب مشو حافظ * متى ما تلق من تهوى دع الدنيا و اهملها