پرش به محتوای اصلی

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحه 146

پدیدآورندگان:

ص۱۴۶

غزل 61 [ صبا اگر گذرى افتدت به كشور دوست ]

1 صبا اگر گذرى افتدت به كشور دوست * بيار نفحه‌اى از گيسوى مُعَنبَر دوست
2 به جان او كه به شكرانه جان برافشانم * اگر به سوى من آرى پيامى از بر دوست
3 و گر چنان كه در آن حضرتت نباشد بار * براى ديده بياور غبارى از درِ دوست
4 من گدا و تمناى وصل او هيهات * مگر به خواب ببينم خيال منظر دوست
5 دل صنوبرىام همچو بيد لرزان است * ز حسرت قد و بالاى چون صنوبر دوست
6 اگر چه دوست به چيزى نمىخرد ما را * به عالمى نفروشيم مويى از سر دوست
7 چه باشد ار شود از بند غم دلش آزاد * چو هست حافظ مسكين و غلام و چاكر دوست