( 724 . )
اين سخن را « ابو حنيفه نعمان مصرى » در كتاب « دعائم الاسلام ابو حنيفه نعمان مصرى - دعائم الاسلام - ج 1 ص 243 » ج 1 ص 243 آورده است .
( 725 . )
اين سخن را « مجمع الامثال - مجمع الامثال - ج 2 ص 290 » در ج 2 ص 290 آورده .
اين سخن امام ، به اين مطلب اشاره دارد كه زنا كار غالبا اين گناه برايش عادى مىشود و بمرحلهاى مىرسد كه آن را مباح و يا شبيه به مباح مىداند ، وقتى مباح دانست اگر در بارهء خانوادهاش همچنين عملى انجام شود باكى ندارد چون براى او عادى است ، لذا بتدريج غيرت او نسبت بخانوادهاش از بين مىرود و به همين علت است كه آدم غيور هرگز زنا نمىكند زيرا او نسبت به خاندانش سخت تعصب دارد .
( 726 . )
اين سخن را مرحوم « صدوق » در كتاب التوحيد 1 صدوق - التوحيد - ص 264 ص 264 چنين آورده :
در يكى از روزهاى صفين معاويه روبروى آن حضرت ايستاده بود ، امام بر مركب پيامبر سوار و شمشير او را در دست داشت ، رجز مىخواند و شمشير خود را به گردن آويخته بود ، كسى گفت :
يا امير المؤمنين خود را حفظ كن مبادا اين ملعون شما را غافلگير كند . . .
فرمود :
« كفى بالاجل حارسا » :
اجل خود يك نگهبان است . علاوه هيچيك از مردم نيستند مگر اين كه حافظان و نگهبانانى از فرشتگان دارند .
اما هنگامى كه اجل حتمى آنان فرا رسد وى را رها مىسازند ، و همچنين من ،